صمد خباز باويل *. روح الله ساعي **. چکیده : امروزه با توجه به پیشرفتهای علمی و تکنولوژی و ظهور مفاهیم جدید مدیریت اجتماعی ، دیدگاه جامعه نسبت به توانمندیهای ...
iabsg.ir/pdf/Maghale/saee.doc - مشابه
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
تجزیه کمی(جزوه آزمایشگاه شیمی)
استخراج نقطه ابری کمپلکس باردار آلومینیم ـ مورین و اندازه گیری ...
... نمونه های آب و محلول های تزریقی estekhraje noghte obri pdf 185 KB application pdf احد باویلی تبریزی مجله دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبر 1610 ز ...
javanemrooz.com/articles/healthy/.../article-22791.aspx - ذخيره شده - مشابه
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
نوشته هاله عباسی باویل
Email: trinity.scorpio@gmail.com
دانشجوی کارشناسی ناپیوسته مهندسی کامپیوتر_نرم افزار
دانشگاه جامع علمی کاربردی مرکز تراکتورسازی تبریز
چکیده:
امروزه به علت اهمیت روز افزون اطلاعات و تمایل افراد به امنیت بیشتر اطلاعات مخصوصا در Internet، ابزارهای قدیمی مانند استفاده از Password به تنهایی جوابگو و قابل اعتماد نمی باشد، خصوصا با ایجاد تجارت الکترونیک و خرید و فروش اینترنتی مسئله امنیت نه تنها برای شرکتها وبانکها بلکه برای عموم افراد مهم شده است.بنابرین متخصصین به دنبال راه هایی مطمئن تر می گردند یکی از موفق ترین راه های یافته شده استفاده از علم Biometricاست.
در این مقاله در مورد علم Biometric ودلایل ایجاد آن و انواع آن بحث خواهیم کردونقاط ضعف و قدرت آنها را شناسا یی خواهیم کرد و در پایان کارتهای شناسایی بیومتریکBiometric ID Card مورد بحث قرار خواهد گرفت ودر پایان مقاله پیشنهادی در مورد امنیت در انتخابات الکترونیک.
کلید واژه ها:امنیت ، biometric ،انتخابات الکترونیک
مقدمه:
خطوطی که بر روی سرانگشتان همه انسانها نقش بسته از دیر باز مورد توجه همه بوده است،این خطوط نقشهای مختلفی دارند،یکی از این وظایف ایجاد اصطکاک بین سر انگشتان و اشیاء متفاوت است مانند قلم که با استفاده از این اصطکاک می توانیم اشیاء را برداریم ،بنویسیم،یا لمس کنیم.
از سوی دیگر این خطوط برای هر شخص منحصر به فرد است ،از سالها پیش از اثر انگشت افراد در جرم شناسی استفاده می شود،و امروزه در علم بیومتریک نیز از آن استفاده می شود. مانند تمام دیگر اعضاء بدن DNA های هر شخصی الگوی ساخت این خطوط را دارا هستند و در واقع DNA های هرشخص نیز کاملا منحصر به فردند و این قضیه تقریبا در مورد تمام دیگر اعضاء بدن صادق اند. با وجود hacker ها و دزدی های اینترنتی Password ها ابزار قابل اعتمادی نیستند.بیومتریک علم شناسایی افراد از طریق مشخصات انسانی اوست که شامل اثر انگشت،کف دست ،صورت ، امضاء ، دست خط ،اسکن عنبیه و شبکیه ، صدا است. در علم بیومتریک اعضایی از بدن مورد توجه قرار گرفته که استفاده از آنها راحتتر و کم ضرر تر باشد. هر کدام از روشهای مورد استفاده دارای نقاط ضعف و قدرتی هستند که با ترکیب آنها با دیگر روشهای امنیتی می توان ضعفهای موجود را از بین برد.
هیچ فردی نمی خواهد هنگام چک کردن موجودی خود از طریق شبکه های online بانکها متوجه شود که مو جودیش خالی شده ، در بسیاری از موارد به علت معنی دار بو دن Passwordها افرادی که تا حدی ما را می شناسند میتوانند آنها را حدس بزنند و با فهمیدن شماره ما در بانک به راحتی با استفاده از شبکه onlineبانک وارد حساب ما شده موجودی ما را خالی کنند.
با توجه به سرعت رشد قابل توجه تجارت جهانی و اهمیت تجارت نمی توان از سیستمهای قدیمی دستی یا حضوری برای مدت زمان طولانی استفاده کرد، از طرف دیگر استفاده از این روشهای قدیمی با عث اتلاف انرژی و زمان زیاد شده و در مدت زمان طولانی کار کمتری انجام می شود. بنابرین در تجارت ، به موضوع تجارت الکترونیکی نیاز احساس می شود و موضوع بسیار مهمی که امروزه مورد توجه است مسئله امنیت وsecurityاست. Biometric با استفاده از روشهای قابل اعتماد میتواند تا حد زیادی جوابگوی مشکلا تی از این قبیل باشد. علمBiometric نه تنها در مورد تجارت الکترونیک بلکه در موارد بسیار دیگری نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال در آزمایشگاهای مهم و حساس یا ورودیها ی ساختمانهایی که در مورد ورود و خروج از آنها حساسیم یا می توانیم از قفلهایی که روی آنها صفحه کلید نصب شده استفاده کنیم و به افراد مورد نظر اسم رمز عبور بدهیم تا هنگام ورود از آن استفاده کرده داخل شوند ولی این روش نیز زیاد قابل اعتماد نیست با لو رفتن کلمه عبور دیگر این کار به درد نخور خواهد شد. ولی زمانیکه از اثر انگشت یا کف دست یا … برای شناسایی و اجازه ورود استفاده شود دیگر این مسائل ایجاد نخواهد شد. بعد از شرح اهمیت این موضوع به بررسی Biometric می پردازیم.
در تمام مواردی که ذکر خواهد شد ابتدا با استفاده از وسایل مخصوص آن روش معمولا تا ۳ بار الگوی اولیه گرفته می شود و بعد از بدست آوردن بهترین الگو ، ذخیره می شود و موقع شناسایی با این الگو مقایسه انجام می گیرد.
در Biometric از مشخصا ت فیزیکی و رفتاری برای شناسایی افراد استفاده میشود، مشخصات فیزیکی مانند:اثر انگشت، اسکن دست ، صورت وچشم که خود به دو دسته اسکن عنبیه و شبکیه تقسیم می شود. مشخصات رفتاری مانند:صدا، امضاء، تایپ.
اثر انگشت:
برای استفاده از اثر انگشت از اسکنرهای مخصوصی استفاده می شود این اسکنرها انواع متفاوتی دارند بعد از اینکه انگشت روی صفحه اسکنر قرار گرفت، بسته به نرم افزار استفاده شده، اثر انگشت اسکن شده و نقاط کلیدی آن تعیین شده و با الگوی اولیه تطبیق داده می شود .البته با توجه به اینکه زمان مقایسه بعد از مدتی که حجم مقایسات زیادشد ،بالا میرود و برای کمتر کردن این زمان، ابتدا نقاطی را به عنوان نقاط کلیدی برای دسته بندی اسکن های موجود استفاده می کنیم و در زمان انطباق از همین کلیدها استفاده کرده و زمان مقایسه را پایین می آوریم. هر چند که تحلیل اثر انگشت بعضی از افراد مانند کارگرانی که کارهای سخت با دستهای خود انجام می دهند یا افراد معتاد مشکل است ولی در کل در بسیاری از موارد از اثر انگشت استفاده های موفقی انجام شده.
امروزه این اسکنرها نه تنها در ادارات پلیس بلکه در روی صفحه کلیدها و حتی موش واره ها وجود دارند و از انها در موارد متفاوتی استفاده میشود ، مثلا میتوان با استفاده از امکانات نرم افزاری کامپیوتر را قفل کنیم و در صورتی سیستم کامپیوتری قفل را باز کند که اثر انگشت شما را روی صفحه اسکنر خود اسکن کند.
در آینده شاید بتوان از اسکن اثر انگشت به جای تایپ Password در چک کردن پست های الکترونیکیمان استفاده کنیم ، یا در تجارت الکترونیک یا تغییر موجودی در بانکهای online از آن استفاده ببریم.
اسکن دست:
برای اسکن سطح کف دست از اسکنرهایی با صفحه اسکنی که برای درست قرار گرفتن دست هنگام اسکن مهره هایی برروی آن قرار گرفته استفاده می شود مانند اثر انگشت اسکنر بعد از اسکن کرئن با توجه به قابلیتهای نرم افزار و سخت افزار استفاده شده مقایسه انجام می شودکه در صورت تطبیق هویت شخص تایید می شود.
جغرافیای کف دست بعد از مدتی با گذشت سال و با بالا رفتن سن تغییر می کند و نیز جراحات نیز باعث عوض شدن شکل کف دست می شود ، بنابرین در استفاده از این روش باید اسکن به دست آمده در مواقع لزوم و نیز بعد از یک دوره زمانی به روز شود و اسکن جدیدی برای شناسایی افراد ایجاد شود. بنابرین استفاده از این روش در مواردی مفید است که به طور مستمر مورد استفاده قرار گیرد و افراد مورد شناسایی با این روش در دسترس باشند. البته این روش به علت اینکه سطح بزرگی را مورد مقایسه قرار می دهند دارای ضریب اطمینان بالایی هستند.
صورت:
اسکن از صورت به طرزی متفاوت از موارد دیگر صورت می گیرد در این روش نمونه بدست آمده باید به صورت ۳D باشد برای این منظور از ۳ دور بین که نسبت به هم زاویه ۹۰ درجه می سازند یا از یک دوربین متحرک که بصورت یک نیم دایره که مرکز آن صورت شخص مورد نظر قرار گرفته استفاده کرد و به وسیله نرم افزار مر بوطه یک تصویر۳D بدست آورد در تصویر بدست آمده نقاط قرار گیری ابروها ، چشمها، بینی، دهان ،چانه و طول چانه و پیشانی همچنین فاصله چشمها و ابرو ها و … ثبت و سپس با نمونه های ذخیره شده مقایسه می شوند.
این روش به علت استفاده از سخت افزار و نرم افزارهای گران قیمت هزینه زیادی دارد ولی قابلیت اعتماد بالایی دارد. در این روش نیز مانند روش اسکن کف دست نیاز به بروز شدن اطلاعات وجود دارد.
چشم:
اسکن چشم به دو صورت است:
اسکن شبکیه:
در اسکن شبکیه با استفاده از دوربین مخصوص الگوی رگ های خونی اسکن می شود برای این کار از لیزر مادون قرمز کم قدرت استفاده میشود. برای بدست اوردن یک تصویر با کیفیت خوب و متمرکز باید چشمها نزدیک دوربین قرار گیرد و این موضوع و اینکه از اشعه لیزر استفاده می شود باعث شده افراد زیادی به این روش علاقه نشان ندهند. درضمن بر خلاف تصور اینکه شبکیه تغییر نمی کند تحقیقات پزشکی نشان داده که برخی از بیماریها روی شبکیه تاثیر می گذارند و آن را تغییر می دهند.
اسکن عنبیه:
در اسکن عنبیه دوربین مخصوص رگه های عنبیه را اسکن میکند وبا توجه به اینکه تعدادی زیادی از ویژگیها مورد اسکن و مقایسه قرار می گیرند روش مطمئنی ایجاد میشود، در ضمن این روش با لنز ها و عینک ها نیز تطبیق داده شده ونیز مشکل نز دیک بودن دوربین به چشم نیز حل شده و کاربر باید چشم خود را در فاصله حدوداً ۳۰ سانتی متری از دوربین قرار دهد .
امضاء:
برای ثبت امضا از یک اسکنر بخصوص استفاده می شود ، این اسکنر نه تنها شکل امضاء را اسکن می کند بلکه طرز امضاء کردن را هم می سنجد، به این مفهوم که مناطقی را که قلم را فشار دادید یا تند حرکت دادید ویا برعکس مناطقی از امضا را که خط نازک کشیده اید یا با دقت و آرامش بیشتری کشیده اید را ثبت و مقایسه می کند و با استفاده از این روش جعل امضاء غیر ممکن می شود. البته این روش بهتر است که در مواردی استفاده شود که افراد زیاد از امضاء خود استفاده می کنند در غیر این صورت این روش نیز احنیاج به به روز شدن پیدا می کند. از این روش در امضا کرئن قرار داد های مهم که در فواصل دور انحام می گیرد و همچنین در بانکها میتوان استفاده کرد.
صدا:
ضبط صدا از طریق یک دستگاه ضبط کننده صدا انجام می گیرد و سپس با سخت افزار و نرم افزار مربوطه مورد تحلیل قرار می گیرد با توجه به امکانات در دسترس میتوان مکث ها و بالا و پایین رفتن تون صدا را به صورت یک الگوی صوتی در اورد و با الگوهای ذخیره شده مورد مقایسه قرار داد. نمونه وسایل ساخته شده از این روش قفل در است که با چک کردن صدا و کلمه گفته شده ومعنی جمله ساخته شده کار می کند. به این صورت که کلمه ای یا جمله ای از قبل تعیین شده و به کاربر گفته می شود.
الگوی تایپ:
شاید این کمی عجیب به نظر برسد ولی الگوی تایپ افراد نیز کاملا با دیگران متفاوت است، در این مورد نیز جمله ای در نظر گرفته می شود و کاربر جمله را در شرایط یکسان با نمونه اولیه تایپ می کند و مقایسه صورت می گیرد، در این نوع نیز تفاوت زمانی ما بین تایپ کلمات ، سرعت تایپ و … تعیین شده با الگوهای قبلی مقایسه می شود. این روش نیز نیاز به به روز شدن و استفاده مستمر دارد در غیر این صورت مثمر ثمر نخواهد بود.
کارتهای شناسایی بیومتریک:
کارتهای شناسایی بیومتریک یا Biometric ID Cards ترکیبی از کارتهای شناساشی معمولی و یک یا چند مشخصه بیومتریک هستند. این کارتها کاملا مورد اعتماد هستند و تقلب در آنها و سوء استفاده از آنها تقریبا غیر ممکن است. این کارتها شامل نوع کارت ،مانند :کارت رانندگی ، کارت ماشین و… هستند و سپس مشخصات دارنده کارت مانند :نام ، نام خانوادگی و … ویک عکس مربوط به دارنده کارت تمام مشخصا ت بعد از ورود به همراه اسکن عکس و تعیین پیکسلهاِی عکس با توجه به یک الگوی مخصوص رمز گذاری که برای آن سازمان در نظر گرفته شده رمز گذاری شده و در قسمت زیر عکس به صورت کد (bar code) ذخیره می شود، سپس هنگام تشخیص عکس و تمام مشخصات ثبت شده برروی کارت خوانده شده و به وسیله الگوی رمز گذاری برای آن سازمان رمز گذاری میشود و سپس bar code بوسیله دستگاه خوانده شده و رمز حاصل از آن با رمز بدست آمده از رمز گذاری مقایسه میشود و در صورت تطبیق هویت فرد تایید می شود.
در این روش چون هم رمز و هم مشخصات بر روی کارت ثبت می شود دیگر نیازی به اطلاعات حجیم نمی باشد و فقط الگوهای رمز گذاری باید مشخص باشد و این در مقایسه با حجم بسیار زیاد الگوهای ذخیره شده ناچیز است.
اگر در این کارتها یک مشخصه بیومتریک نیز مانند اثر انگشت ثبت شود نه تنها از قانونی بودن کارت اطمینان حاصل می شود بلکه از اینکه کارت به شخص تعلق دارد نیز می توان مطمئن شد.
نتیجه:
Biometric روشهای قابل اطمینان و غیر قابل جعل یا کپی برداری را ارائه می دهد ، مخصوصا در مواردی که اطلاعات حیاتی است مانند اطلاعات تجاری مربوط به یک شرکت ویا حسابهای بانکی این روشها بسیار موفق است .
بعضی از روشهای گفته شده امروزه مورد توجه بسیاری از سازمانهاست، به عنوان مثال امروزه در بعضی ادارات و ساختمانها از چک کردن اثر انگشت به همراه شماره پرسونلی برای ثبت ساعات ورود و خروج کارمندان استفاده می شود.از این روشها می توان در انتخابات الکترونیک نیز بهره جست.
منابع:
Web site: www.howstuffwork.com
Fingerprint basics
Website: www.opticsreport.com
http://www.opticsreport.com/content/article.php?article_id=1014&page=1
Website: www.wisegeek.com
What is Biometric Face Recognition
Website: www.sciencenews.org
Website: www.ircert.com
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
| . | تدوین استراتژی به روش چارچوب جامع تدوین استراتژی مطالعه موردی: شرکت سهند خودرو تبریز نشریات معتبر مدیریتی- ارسالی کاربران سایت نویسنده (گان): محمدتقی امینی، صمد خباز باویل تعداد صفحات: 16 قیمت (تومان): 1500 چکیده | متن کامل (PDF) |
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
در جواب آن نوشتیم که اشعثبن قیس کِندی از اصحاب پیامبر بود و مرتد و ملعون گردید( رجال الشیخ.) این شخص، قاتلان حضرت علی(ع) را هم یاری داد() پسر او محمد از قاتلان حضرت مسلم بن عقیل (قاموسالرجال تستری.) است. پسر دیگر قیس، از قاتلان امام حسی منتهیالامال.
ن(ع) است و دخترش جُعده قاتل امام حسن مجتبی(ع) است( همان). بنابراین اشعثبن قیس و محمد بن اشعث بن قیس و قیسبن اشعث بن قیس از قاتلان امامان به شمار میروند.
اشعث پیامبر را دیده است، پدرش قیس هم پیامبر را دیده است، پسرش محمد هم پیامبر را دیده است( تنقیحالمقال، فهرست الفبایی، ج 1.) و به احتمال زیاد، قیس هم پیامبر را دیده باشد چون برادرش محمد، پیامبر را دیده است. با این محاسبه، اشعث، پدرش قیس، پسرانش محمد و قیس همه از صحابه به شمار میروند ولکن همهشان مرتدّ و ملعون گردیدند و هیچکدام انسان مؤمنی نبودند.
نویسنده تنقیحالمقال، بسیاری از صحابه پیامبر را آورده و کسانی از صحابه را که نامشان قیس است ذکر کرده است و در میان آنان که اسمشان قیس است، قیس بن اشعث نیاورده است ولکن من احتمال میدهم که قیس بن اشعث هم پیامبر را دیده باشد و چون هر کس که پیامبر را ببیند صحابی نامیده میشود، پس قیس بن اشعث هم میتواند صحابی به حساب بیاید ولی صحابی ملعون و اهل آتش.
در میان اصحاب امامان، یک نفر به نام قیس بن اشعث بن سواد آورده شدهاست و گفتهاند که این شخص از اصحاب امام حسن(ع) است و اضافه کردهاند که به احتمال زیاد این قیس بن اشعث بن سواد غیر از آن قیس بن اشعثی باشد که از قاتلان امام حسین(ع) است( معجم رجال الحدیث).
و برخی احتمال دادهاند که این دو یکی است( مستدرکات علم الرجال، ج 6، ص 284، شیخ علی نمازی). بنابراین نمیتوان به طور قطع گفت که قیس بن اشعث بن قیس از صحابه پیامبر است، گرچه من احتمال میدهم از صحابه باشد.
آنچه یادآوری آن لازم است این است که از دیدگاه علمای امامیه صحابی بودن ارزش معنوی نیست و ممکن است کسی صحابی باشد و اهل آتش باشد مانند اشعثبن قیس.
مزار قیس در سَردرود تبریز
حمدالله مستوفی قزوینی در نزهةالقلوب آورده است:«و از صحابه رسول(ص) به کوه سهند، اسامة بن شریک، و بر کنار «سراو رود» مزار ابوالمحجن و به مقبره «سردرود» مزار «قیس» و در «باویل رود» مزار عجل و به مقبره «سرخاب» مزار امیة بن عمرو بن امیه» نزهةالقلوب، تصحیح لِاِسترانج، ص 78، س 18).
همان طوری که ملاحظه میکنید، براساس نوشته حمدالله مستوفی، کسی که در سردرود تبریز دفن شده، نامش قیس است و صحابی هم هست. براساس شمارش صاحب تنقیحالمقال، از صحابه پیامبر یکصد و یازده نفرشان قیس هستند و این قیس که در سردرود تبریز است، معلوم نیست کدام یک از آنهاست. البته توجه داشته باشیم که درمیان این 111 نفر، هیچ کدام به نام قیس بن اشعث بن قیس نیست و نیز توجه داشته باشیم که صاحب این مزار، اگر انسان خوبی نبوده مردم، قبر او را در طول این قرنهای طولانی، حفظ نمیکردند. براساس نوشته مستوفی، میتوان مزار قیس را به عنوان مزار حفظ و زیارت کرد.
حافظ حسین کربلایی معروف به ابن الکربلایی در کتاب «روضات الجنان و جنّات الجنان» مجلد اول، ص 25 میگوید:مزار قیس در سردرود است که دِهی است از دههای سرد صحرا. صاحب تاریخ گزیده هم مشارالیه را از جمله صحابه و مدفون در نواحی تبریز شمرده است. مردم آن دیار میگویند:قیسی میوهای است که به این قیس منسوب است. مزار قیس برای اهل حال، فیوضات بینهایت دارد و معلوم نیست که قیس از شهدای اول است و یا ثانی( چاپ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344، تصحیح جعفر سلطانالقرّائی).
بنابراین، مزار سردرود، بر پایه نوشته حمدالله مستوفی و ابنالکربلایی مزار قیس است، از صحابه رسول خدا است و معلوم نیست کدام قیس است و حتما هم قیس بن اشعث که از قاتلان امام حسین(ع) است نیست و مردم میتوانند به زیارت آنجا بروند و به پیامبر و امامان توسل بجویند.
این نکته را هم باید یادآوری کنم که چهارصد سال پیش ملامحمد امین حشری تبریزی کتابی به نام «روضه اطهار» نوشت. این کتاب را از کتاب روضاتالجنان و جناتالجنان حافظ حسین کربلائی تبریز ساخته و بافته و اضافاتی هم کرده است ولکن اضافاتش و نیز اصل کار او غیرقابل اعتماد است. در این روضه اطهار اضافه کرده که پدر قیس که در سردرود است اشعث است.
این سخن حشری درست نیست و آنچه که مأخذ و منبع است، نزهةالقلوب و روضاتالجنان و جناتالجنان است.
از آنچه گذشت معلوم شد که این قیس، از اصحاب پیامبر خدا است و قیس بن اشعثِ ملعون نیست.
برای آگاهی بیشتر میتوانید به منابع و مآخذ دیگری مراجعه کنید.
موضوعات مرتبط: باويل دهكده ي رويايي
مقايسه روند يابی سيل با دو روش ماسکينگام و ماسکينگام-کانژ در بخشی از رودخانه ليقوان
نويسندگان: حميدرضا مرادی *، مهدی وفاخواه و علی اکبری باويل
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومی
چکيده مقاله:
رونديابی جريان به عنوان يک فرايند رياضی برای پيش بينی تغييرات بزرگی، سرعت و شکل موج سيل به صورت تابعی از زمان در يک يا چند نقطه در طول آبراهه، کانال يا مخزن میباشد. برای انجام رونديابی سيل از دو روش هيدروليکی و هيدرولوژيکی استفاده میشود. روش هيدرولوژيکی گرچه دقت روش هيدروليکی را ندارد ولی بسيار سادهتر از آن بوده و در طراحی سازهها و کنترل سيل با اطمينان قابل قبولی به کار میرود. تحقيق حاضر در بازهای از رودخانه ليقوان (حد فاصل ايستگاههای هيدرومتری ليقوان و هروی) در استان آذربايجان شرقی به طول 12 کيلومتر انجام گرفت. در اين تحقيق با استفاده از اطلاعات ثبت شده در ايستگاههای ليقوان و هروی، دبی سيل برای دورههای بازگشت 2، 10، 20، 50 و100 ساله محاسبه شد. سپس رونديابی هر يک از دبیهای سيلها با دورههای بازگشت مختلف با دو روش ماسکينگام و ماسکينگام- کانژ انجام گرفت. نتايج نشان داد که دبیهای رونديابی شده با اين دو روش با مقادير دبی مربوط به آن دوره باز گشت در ايستگاه هروی (ايستگاه پايين دست) دارای اختلاف زيادی میباشد. دلايل به وجود آورنده اين اختلاف، میتواند متعدد باشد که از آن جمله میتوان به کوهستانی بودن منطقه و وجود شاخه فرعی در بين دو ايستگاه اشاره نمود.
واژههاي كليدي: رونديابی سيل، ماسکينگام، ماسکينگام-کانژ،
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
مسلم شاکری باویل علیائی
مسلم شاکری باویل علیائی. نام پدر: محمد حسین متولد: 1345 شماره سناسنامه:15. دیپلم ریاضی در سال 1364 از دبیرستان سعدی. نفر برگزیده المپیاد ریاضی کشور در سال ...
med-fac.tbzmed.ac.ir/neurosurgery/shakeri.doc
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
پژوهشی جامع در مورد سنتز لیگاندهای ارگانوفسفره مشتمل بر روابط ساختار- عملکرد، توابع ترمودینامیکی کمپلکس شدن با یون های فلزی، محاسبات مکانیک مولکولی، ارزیابی کاربردهای صنعتی و تجزیه پذیری آنها با استفاده از متالوسین ها ل
علی محمودی،سعید دهقانپور، خداداد نظری، محمدرضا طالعی، فریبا زمانی
نوع طرح: کاربردی. سمت من: همکار علمی.
دانشگاه آزاد اسلامی
پیش تغلیظ مقادیر جزئی طلا در آبهای طبیعی به وسیله دیسکهای اکتادسیل سیلیکای اصلاح شده توسط 5-(پارا دی متیل آمینو بنزیلیدن) رودانین و اندازه گیری آن با اسپکترومتری جذب اتمی ل
1386 - 1386
دکتر محمدرضا ظالعی-دکتر افشین رجبی خرمی
نوع طرح: کاربردی. سمت من: مجری.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
یک روش ساده، بسیار حساس، با صحت بالا و انتخابی برای اندازه گیری مقادیر جزئی یون طلا در نمونه های آبی پیشنهاد شده است. این روش براساس جداسازی و پیش تغلیظ یون +3Au در دیسک های غشائی اکتادسیل سیلیکای پیوندی اصلاح شده توسط 5- (پارا دی متیل آمینو بنزیلیدن) رودا نین (PDR) است. 500 میلی لیتر محلول نمونه (00/4pH= ) با سرعت جریان 20 میلی لیتر بر دقیقه از درون دیسک اصلاح شده عبور داده می شود. +3Au نگهداری شده روی غشاء اصلاح شده با (PDR) توسط 10 میلی لیتر محلول تیوسولفات سدیم 5/0 مولار با سرعت جریان 5 میلی لیتر بر دقیقه شسته شده و با اسپکترومتری جذب اتمی شعله ای در طول موج 8/242 نانومتر اندازه گیری می شود. کارآئی استخراج و تاثیر نوع و حداقل مقدار شوینده برای جدا کردن یون های +3Au از دیسک ها، pH، سرعت جریان های نمونه و شوینده، مقدار لیگاند، اثرات سایر یون ها و حجم نفوذ ارزیابی شده اند. بیشترین ظرفیت دیسک های غشائی اصلاح شده با 3 میلی گرم لیگاند برابر 9 ± 300 میکروگرم طلا بود. حد تشخیص (LOD) روش پیشنهادی برای استخراج طلا تحت شرایط بهینه بر اساس معیار ơ3 برای شاهد، 5/0 میکروگرم در لیتر بود. کارآئی روش پیشنهای با استخراج +3Au از چند نمونه آب طبیعی امتحان شد و نتایج رضایت بخشی به دست آمد.
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
| نام و نام خانوادگی: | ابوالحسن شاکري باويل | گروه آموزشی: | ||
| نام دانشگاه: | آخرین مدرک تحصیلی: | |||
| مرتبه علمی: | رشته تحصیلی: | |||
|
مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني همدان
|
|
بررسي بيضههاي آتروفيك ناشي از واريكوسل با سونوگرافي داپلكس |
|
| |
|
بررسي بيضههاي آتروفيك ناشي از واريكوسل با سونوگرافي داپلكس |
|
| |
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
دكتر سيدمحمد توانگر، دكتر زهرا مستخدمين حسينی، دكتر باقر لاريجانی، دكتر رامين حشمت، دكتر وحيد حق پناه، خديجه ادبی باويل عليايی، آناهيتا لشکری،
جلد 9, شماره 4 - ( 12-1386 )
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
تاریخ علم ریاضیات
شابک: 964-450-174-8
قیمت پشت جلد: 12000
تاریخ نشر: 811211
شماره چاپ: 1
شمارگان: 2000
تعداد صفحه: 300
کد کنگره: 2ت2آ/QA21
کد دوئی: 510.9
چاپ شهر: قایم شهر
ابعاد: وزیری
نوع جلد: شومیز
زبان کتاب: فارسی
موضوعات:
ریاضیات - تاریخ ،ریاضیدانان ،
گرداورندگان:
جمشید ابادی باویل ،
انتشارات:
دانشگاه ازاد اسلامی (واحد قایم شهر) ،
چکیده کتاب: نویسنده در این کتاب ضمن مروری اجمالی بر تاریخچه علم ریاضیات (از زمان یونان باستان) برخی ریاضی دانان مشهور جهان و نیز نظریات انها را معرفی کرده است .برخی از این ریاضی دانان عبارت اند از :طالس فیثاغورث اقلیدوس ارشمیدس ابوریحان خیام نصیرالدین طوسی کپلر پیروفرما نیوتون پاسکال لاپلاس و دریمان .
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
| مشخصات فردی | |
| نام: | دکتر یحیی شفیعی باویل علیائی |
| محل سکونت: | ایران |
| درباره من: | آخرين مدرك تحصيلي : دكتراي حرفه اي دامپزشكي (DVM ) كشور محل اخذ مدرك : ايران رشته در حال تحصيل :دكتراي تخصصي (Ph.D) بهداشت مواد غذايي محل تحصيل : واحد علوم و تحقيقات تهران محل اشتغال : دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوي سمت : عضو هيئت علمي تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی دستیار تخصصی بخش بهداشت مواد غذایی واحد علوم و تحقیقات تهران عضو فعال انستیتو متخصصین صنایع غذایی آمریکا (IFT) عضو مرکز نخبگان شهید فهمیده غرب کشور عضو سازمان نظام دامپزشکی کشور عضو پژوهشی کتابخانه مرکزی تبریز عضو باشگاه پژوهشگران جوان عنوان پايان نامه دكتراي حرفه اي : Study on Thermal Death Time of Positive Coagulase and Negative Coagulase Staphylococcus سمینارهای تخصصی: Probiotics and Prebiotics in Food - Presentation : Dr. Shafiei Y. - Advisor: Professor Dr. Razavilar V. - Nov/Dec 2009 - Science & Research Branch of Tehran. Iran Stock Slaughter House - Presentetion: Dr. Shafiei Y. - Advisor: Professore Dr. Rokni N. - April/May 2010 - Science & Research Branch of Tehran. Iran Food Intoxication & Infection of Shrimp - Presentation: Dr. Shafiei Y. - Advisor: Dr. Motallebi A.A. - May/June 2010 - Science & Research Branch of Tehran. Iran كنگره بين المللي : 1 همايش : 3 سمينار : 2 مقاله هاي ارائه شده در كنگره و همايش ها : 6 مقاله ISI : دو مقاله علمي پژوهشي : ترجمه كتاب : 1 تأليف كتاب : 2 تقدير نامه : 2 نفر اول ورودی در دوره دکترای حرفه ای با معدل 18.85 رتبه اول آزمون ورودی Ph.D سال 86 واحد علوم و تحقیقات تهران سابقه عضويت در باشگاه پژوهشگران جوان : 5 سال تسلط کامل به زبان انگلیسی مدرك زبان انگليسي : Advanced English Diploma ) ALC) معادل British School انگلستان داراي مدرك بين المللي HACCP از Uni-Cert-Germany آلمان - Shafiei Y., Dehbandi A., Javadi A. 2009. Study on Thermal Death Time of Staphylococcus aureus ( PTCC=29213) and Staphylococcus epidermidis ( PTCC=1435). 1 th International Congress of Food Hygiene. Iran. Tehran. April 25-26 - Dehbandi A., Shafiei Y., Javadi A. 2009. Study on Microbial properties and Shelf life of non Vaccumed Frankfurter. 1 th International Congress of Food Hygiene. Iran. Tehran. April 25-26 يحيي شفيعي ، امير طاهرنيا ، 1388 . بررسي ارزش تغذيه اي و خواص درماني ژل رويال توليد شده توسط زنبور عسل . ششمين گردهمايي دامپزشكان علوم باليني ايران . ايران . مجتمع رفاهي پتروشيمي تبريز . 6- 8 مرداد . يحيي شفيعي ، 1388 . بررسي مقايسه اي تركيب شيميايي و ريزمغذي هاي موجود در ژل رويال ، گرده و عسل . پنجمين سمينار منطقه اي امنيت غذايي . دانشگاه آزاد اسلامي واحد سواد كوه . 25 و 26 آذر. يحيي شفيعي . 1383 . سويه هاي تهديدگر آنفلوانزاي طيور در انسان . سومين همايش علوم پزشكي باشگاه پژوهشگران جوان . دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد . 25-26 آذر . محمدرضا عطار نصرتي ، علي هاشم زاده گرگري ، يحيي شفيعي ، 1386 . بررسي سرواپيدميولوژيك بروسلوزيس در گوسفندان كشتاري كشتارگاه تبريز . سمينار ملي زيست شناسي . دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرند . 26 – 27 ارديبهشت . |
| مشخصات تماس | |
| ایمیل: | shafieibavil@yahoo.com |
| تحصیلات | |
| سطح تحصیلات: | دکتری |
| رشته تحصیلی: | بهداشت مواد غذایی |
| محل تحصیل: | واحد علوم و تحقیقات تهران |
| حرفه | |
| شغل: | هیئت علمی دانشگاه |
| محل کار: | گروه علوم صنایع غذایی دانشگاه آزاد اسلامی واحدخوی |
| مهارتها: | الف) تدریس دروس : میکروبیولوژی مواد غذایی عفونت ها و مسمومیت های غذایی اپیدمیولوژی بیماریهای زئونوز و بیماری های منتقله از مواد غذایی تکنولوژی شیر و فرآورده های لبنی تکنولوژی گوشت و شیلات بیوتکنولوژی مواد غذایی شیمی مواد غذایی سم شناسی مواد غذایی بهداشت و تغذیه انسان ب) مشاوره تخصصی برای کارخانجات صنایع غذایی : صنایع لبنیات صنایع گوشت صنایع کنسروسازی - شیلات صنایع مربوط به فرآورده ها حاصل از زنبور عسل صنایع بسته بندی کشتارگاه دام و طیور ج) مشاوره برای اخذ گواهینامه های بین المللی مدیریت کیفیت HACCP ISO 22000 |
| علایق | |
| علایق: | تحقیق در زمینه های: میکروبیولوژی مواد غذایی بیوتکنولوژی مواد غذایی شیر و لبنیات پروبیوتیک ها گوشت و شیلات عسل و فرآورده های آن |
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
مقاله ای از برادران موفق باویل مسلم و ابوالحسن شاکری باویل
Resistivity Index in Common Carotid Arteries in Patients with Sever Internal Carotid Stenosis
Nowadays, duplex ultrasonography is used both for screening and for preoperative assessment of carotid arteries and has in many institutions completely replaced carotid angiography for the latter purpose. The study aimed to identify resistivity index abnormalities in common carotid arteries in patients with occluded or severely stenosed internal carotid artery.
METHODS:
16 patients with severe (>70%) internal carotid artery stenosis or occlusion were studied by Duplex ultrasonography for a period of 12 months.
FINDINGS:
The mean age was 73.37±7.67 years. Resistivity index in common carotid artery was 0.85±0.03 on stenotic side compared with 0.74±0.04 on contralateral side (p
The PDF file you selected should load here, if your Web browser has a PDF reader plug-in installed (for example, a recent version of Adobe Acrobat Reader). Alternatively, the PDF file will download to your computer, where it can also be opened using a PDF reader. If you would like more information about how to print, save, and work with PDFs, Highwire Press provides a helpful Frequently Asked Questions about PDFs.
If the file does not download automatically, click here.
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
| نام و نام خانوادگی: | شمسی غفاری باویل علیا | گروه آموزشی: | بیماریهای کودکان | |
| نام دانشگاه: | تبریز | آخرین مدرک تحصیلی: | فوق تخصص | |
| مرتبه علمی: | استادیار | رشته تحصیلی: | بیماریهای قلب اطفال | |
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
موقعيت جغرافيايي سهند
كوهستان سهند پس از سبلان يكي از بزرگترين و مهمترين برجستگيهاي آذربايجان و از معروفترين كوههاي آتشفشاني خاموش ايران است كه در 50 كيلومتري جنوب تبريز و شمال مراغه و بين 46 درجه و 12 دقيقه تا 46 درجه و 20 دقيقه طول شرقي و 37 درجه و 20 دقيقه و 37 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي قرار دارد.
بلندترين قله سهند جامداغي به ارتفاع 3710 متر (12130 پا) است و از تعداد زيادي قلههاي آذرين تشكيل يافته است كه بلندي 17 قله آن از 3000 متر تجاوز مينمايد و از شهر تبريز 8 قلل سهند كه ارتفاع آنها از 3200 متر تجاوز ميكند و در اطراف سلطانداغي در مغرب كريمداغي و ليقوانداغي در شرق آن قرار دارند به وضوح و آشكار ديده ميشود.
قله منفرد و آتشفشاني خاموش سهند در ميان جلگه آذربايجان قد برافراشته است. اين كوهستان آتشفشاني خاموش، شبيه آرارات، البرز و سبلان بوده و خطفاصل بين دو توده خروجي البرز و توده ارمنستان را به وجود آورده است.
كوهستان سهند در مركز يك جلگه گرم در تابستان و نزديك به يك درياچه وسيع كه تبخير آبش قابل توجه است (درياچه اورميه) و بيشترين ابرها را جلب ميكند، قرار دارد.
اين ارتفاعات قابل ملاحظه، رطوبت هواي مناطق مجاور را به سهولت به طرف خود جلب مينمايد، به نحوي كه تا اوايل تير ماه پوشيده از برف ميباشد و گاهي در جبهه شمالي آنها، برف از سالي به سال ديگر باقي ميماند.
ارتفاع متوسط سهند 2200 متر بوده در آن بريدگيهاي سخت، دامنهها، شيبهاي تند با تنگههاي باريك و رشتههاي كشيده شده در موازات هم به وجود آمده است. در اين درهها و تنگههاي كوهستاني، رودخانههاي پرآبي به سوي دو آبگير عمده آذربايجان يعني درياچه اورميه و دره قزلاوزن جريان دارد.
جهت رشته كوههاي سهند اكثراً به صورت شرقي- غربي است ولي در مجموع، كوههاي سهند به صورت شعاعي در جهات مساوي كشيده شدهاند حد شرقي سهند، شهرستان هشترود تا دره قزلاوزن و حدغربي آن سواحل شرقي درياچه اورميه ميباشد.(1)
چين خوردگي اساسي كوهستان سهند از گروه آلپي دوران سوم بوده و در دوران چهارم سطح قلل آن به واسطه عوامل خارجي فرسايش يافته است. رسوبات آبرفتي اين كوهستان و مواد و گدازهها پس از عمليات آتشفشاني تا مسافت دورتري، مناطق اطراف را پوشانيده است كه به حوزههاي تبريز، اسكو، مراغه، آذرشهر، عجبشير، هشترود، بستانآباد و سهندآباد معروف هستند.
دهانه قله جامداغ در مغرب و مشرق بياندازه پاره شده است و اين قله در سمت جنوب، سوار بر جلگه مراغه بوده و از همه بلندتر است و از تبريز به وضوح ديده نميشود. قله جامداغي در ميان مردم به بلندترين قله سهند معروف شده است ولي به تحقيق، قله قوشگل داغي يا كمالداغي از تمام قلل سهند بزرگتر است و سومين قله به نام حرمداغ قرار گرفته كه 3562 متر ارتفاع دارد. كوهستان سهند در نزد مردم آذربايجان از يك حالت تقدس خاصي برخوردار است و با ديده احترام به آن مينگرند.
معروفترين قلل مركزي سهند به نامهاي چماقلوداغ، شكرداغ، اوليا يا دويشلرداغي مشهور هستند كه درههاي باصفاي بايندر و شاه يوردي را به وجود آوردهاند.
در جبهه شمالي سهند مشرف بر جلگه تبريز و بستانآباد، كوههاي بويوكداغ، كمالداغ، ليقوانداغ، بركتداغ، بوزداغ، دميرچي، زريداغ، الوانداغ، قازانداغ و موتالداغ واقع شدهاند.
در شمال غربي سهند كه شهرستان اسكو و روستاهاي مهماش در دامنههاي آن قرار گرفتهاند، كوه سلطانداغي به چهارمين قله سهند با 3476 متر ارتفاع واقع است و در قله آن زيارتگاه سلطان حسامالدين فرقد وجود دارد. از كوههاي مهم سهند در بخش اسكو، كوههاي ارشدداغ، نوورداغ، قارميشداغ، كندوانداغ و قزلداغ هستند.
غربيترين كوههاي سلسله كوههاي سهند كوههاي منطقه آذرشهر (دهخوارقان) است كه با شيب ملايمي به سوي درياچه اورميه كشيده شدهاند. معروفترين كوههاي سهند در بخش آذرشهر، كوه قرمزگول، يارقان، دستجرد، قافداغي (قافلاتنا) قبلهداغي و پيرچوپان هستند.
در بخش شرقي عجبشير در فاصله 30 كيلومتري آن كوههاي معروفي از سهند قرار گرفتهاند كه ميتوان از كوههاي باراز، ينگجه، قلعه ضحاك (داش قلعه) هرگلانداغ و قوزلوجه نام برد.
كوههاي جنوبي سهند همگي مشرف به جلگه مراغه هستند. معروفترين قله اين كوهها قشلاق داغي است. در مشرف سهند، كوه آقداغ واقع شده كه 2950 متر ارتفاع دارد. علاوه بر قلل نام برده، در روي خطي به طول 40 كيلومتر، پيش كوههاي متعدد سهند قرار دارد. كه شامل قلهها و ارتفاعات متوسطي هستند. درهها و دامنههاي سهند را بزرگترين و عاليترين مراتع و علفزار پوشانيده است و در سايه آب و هواي لطيف و آبهاي زلال آن، بديعترين و بينظيرترين گلزارها و چمنزارهاي سرسبز و خرم خلق شده است كه به همين مناسبت، سهند را عروس كوهستانهاي ايران گويند.
زمينشناسي سهند
در فلات آذربايجان چندين رشته كوه جوان آتشفشاني وجود دارد كه يكي از آنها كوهستان سهند در جنوب تبريز و شمال مراغه است.
رشته كوههاي شمال غربي ايران در آذربايجان كه سهند يكي از آنهاست، دنباله رشته كوههاي قفقاز به شمار ميآيد و مركب از چند رشته متمايز است و ساختمان زمينشناسي آنها مختلف بوده، از شمال غربي به جنوب شرقي امتداد يافتهاند.
از شاخههاي متعددي كه از رشته كوههاي اصلي جدا شده، درههاي كوهستاني و هامون بستهاي را به وجود آوردهاند كه در يكي از آنها درياچه آب شور اورميه قرار دارد.
در حاشيه فلات آذربايجان برجستگيهايي نظير قفقاز روسيه و تروس تركيه واقع شدهاند كه فشارهاي وارده از دو طرف، سبب ايجاد شكستهايي در آن گرديده و از اين شكافها و گسلهها، كوههاي آتشفشاني آرارات، سبلان، سهند و قرهداغ به وجود آمده و حوضههاي آبي نظير درياچه اورميه و درياچه وان تركيه پيدا شدند.
كوهستان سهند مانند البرز و سلسله جبال قفقاز، در رديف رشته كوههايي است كه از چينخوردن و بالا آمدن رسوبات تشكيل شده است.
از نظر ديرينشناسي، در منطقه آذربايجان، فشارها و چينخوردگيها مربوط به زمينشناسي متعلق به دوره پرمين دوران اول و دوره ائوسن دوران سوم تشخيص داده شده است.
ــــــــــــــــــ
1- دومرگان، ژاك: مطالعات هيئت علمي فرانسه در ايران، ترجمه دكتر كاظم وديعي چاپ چهر، تبريز، 1339 ، ص 350
2- مرحله دوم فعاليت آتشفشاني كه با گسترش اينمبريتها، مشخص ميگردد با انفجار آتشفشاني همراه بوده و در آخر دوره ميوسن صورت گرفته است.
3- مرحله فعاليت آتشفشاني جديد مربوط به پليوسن- كواترنر (دوران چهارم) موجب خروج گدازههاي اسيدي و تشكيل مخروطهاي آتشفشاني جديد و متصل بر پايههاي مواد آذرين قبلي گرديده است.
با توجه به ضخامت مواد آتشفشاني و يافتههاي سننگاري (بررسي عمر طبقات) به نظر ميرسد كه بيشترين فعاليتهاي آتشفشاني سهند در بخش شمالي و متعلق به اواخر پليوسن و اواخر پليوستوسن ميباشد و از قارميشداغ و تورپاقلو (محدوده كندوان) مراكز اصلي آتشفشاني سهند اينمبريتها و گدازههاي آندزيتي فوران نمودهاند. (معين وزيري- 1375، ص128)
با توجه به اين امر چنين به نظر ميرسد كه (قارميشداغ) پس از فوران اينمبريتها يك فرونشستي (كالدرا) به وقوع پيوسته است. آنگاه در امتداد گسلهاي حلقوي، گدازههاي داسيتي بيرون ريختهاند كه گدازههاي داسيتي برجستگيهاي حلقوي و خطالراس هلالي شكل اطراف مخروط آتشفشاني قارميشداغ را به وجود آوردهاند.
مخروط آتشفشاني بخشهاي غربي اين توده نسبتا جوانتر از بقيه هستند. مخروطها و گنبدهاي آتشفشاني (توشكوه= ترشكيداغ)(1) در حوضه غربي آذرشهر از مخروطهاي آتشفشاني جوان متعلق به دوره كواترنر محسوب ميشوند كه عمدتا از آندزيتها تشكيل شدهاند.
چينهشناسي پايه روسوبي و تشكيلات آتشفشاني سهند
1- چينهشناسي تشكيلات پايه رسوبي
زيربناي توده سهند رسوبي است و مواد آتشفشاني بر روي رسوبات دوران مختلف زمينشناسي (از پالئوزوئيك) تا ميوسن قرار گرفته است. اين تشكيلات رسوبي با وجود داشتن رخسارهاي دورهاي مشابه و يكسان در تمامي دامنهها و مناطق مختلف توده سهند يكنواخت نميباشد. زيربناي رسوبي و قديمي فعال كه در ارتفاع سه هزار و 100 متري و در انتهاي چيني بولاغ نماينده وجود ارتفاعاتي در اين منطقه قبل از شروع و فعاليتهاي آتشفشاني ميباشد كه در اثر فعاليتهاي تكتونيك بالا آمده است.(2)
تشكيلات سنگ كف توده آتشفشاني سهند در دامنه شمالي، متعلق به دوره كرتاسه تا اوايل ميوسن ميباشد. رسوبات كرتاسه در اين توده اغلب از لايههاي متناوب آهك و مارن تشكيل ميشوند رسوبات ميوسن شامل كنگلومرا، مارن و ماسهسنگ است اما در روي اين رسوبات زيرچينهاي، توفها نيز وجود دارند كه متشكل از رسهاي ميوسن هستند كه داراي مخروط آتشفشاني به صورت مرتفع قرار گرفته است.
قديميترين تشكيلات رسوبي متشكل از لايههاي آهكي است كه بر روي رسوبات تخريب متشكل از كنگلومرا، ماسهسنگهاي سرخ، متعلق به دوره (هلوسن= ميوسن) همچنين رسوبات تغييري شكل از گچها و ماسههاي سنبهاي قرار گرفتهاند بنابراين با توجه به مواد مذكور ميتوان گفت كه توده كوهستاني سهند، تودههاي متشكل از مواد آتشفشاني است كه به صورت (آگرشيب) بر روي پايه رسوبي چينخوردگي و فرسايش يافته قرار گرفتهاند.
قرارگيري مواد آتشفشاني بر روي مارنهاي دوران سوم، در جنوب تبريز در مسير جاده تبريز به باسمنج كاملا به چشم ميخورد.
در مسير گردنه (آقيوقوش) در جاده تبريز- باسمنج، لايههاي رسوبات ريز و رنگي به صورت طبقات موازي به چشم ميخورد كه در بين لايههاي اين طبقات مارني فسيلهاي ماهيهاي آب شيرين پيدا شده است كه داراي 36 مهره بوده و به طول 15 تا 20 سانتيمتر درازا داشتهاند و به نظر ميرسد كه درياچه قسمت شرقي تبريز در معرض ريزش خاكسترهاي آتشفشاني سهند به طور كلي از بين رفته و ماهيها در لايههاي طبقات آن باقي ماندهاند.
2- چينهشناسي تشكيلات آتشفشاني سهند
با عنايت به مراكز آتشفشاني (قرمزگل) آذرشهر، به نظر ميرسد كه اولين فعاليتهاي آتشفشاني سهند از جنوب شرقي آبادي قرمزگول در شرق آذرشهر شروع شده است. (معين وزيري 13:1375) بنابراين ميتوان شروع فعاليتهاي آتشفشاني سهند را به اواخر ميوسن (دوران سوم) نسبت داد اين استناد به اين دليل است كه در منطقه آذرشهر، كلنگلومراهاي قرمزگول در زير تشكيلات پليوسن تبريز قرار گرفته است.
توده سهند (دوره ميوسن) دوره خساره از مولد (تيروكلاستيك) اين اينمبريتها و برشهاي آتشفشاني است كه عمدتا شامل قطعات داسيت، ريوداسيت و آندزيت ميباشد.
فوران گدازههاي آندزيتي بخش مركزي و جنوب غربي سهند، در اواخر ميوسن اما بعد از فعاليتهاي آتشفشاني قرمزگول صورت گرفته است.
البته فعاليتهاي آتشفشاني در سهند در طول دوره پليوسن نيز دنبال ميشود كه حاصل آن جايگزين شدن ساير مواد آتشفشاني به جاي اينمبريتهاست. ضخامت مواد آتشفشاني كه روي زيربناي رسوبي را ميپوشاند بيش از 800 متر برآورد شده است.
ولكانوسديمانترها از تشكيلات مهم سهند محسوب ميشوند. اين سري متشكل از تناوب لايههاي توف، سينريت آبرفتهاي دانه درشت لايههاي شني، ماسهاي، قلوهسنگي و رسي و در بعضي نقاط همراه كائولين خاك رس سفيد است كه در طي بازديدهاي ميداني در بيشتر درههاي سهند به ويژه در دره ليقوان تناوبي از چنين تشكيلاتي شناسايي شدهاند، قلوهسنگها و شنها، از مواد فرسايش آتشفشاني، لايهها و پونسهاي غلطانيده شده ميباشند.
پاورقي:
1- توش در زبان تركي آذري به معناي متقابل و روبرو است كه در آذرشهر به اين كوه (توشداغي) يا (تروشكوداغي) گويند و در سمت جنوب آذرشهر در محل قبله مردم و پايينتر از قبله داغي قرار دارد.
2- امين سبحاني، ابراهيم: سهند از نظر ولكانولوژي و ولكانوسديمانتولوژي، انتشارات دانشگاه تربيت معلم تهران، 1365، ص12
2- چينهشناسي تشكيلات آتشفشاني سهند
با عنايت به مراكز آتشفشاني (قرمزگل) آذرشهر، به نظر ميرسد كه اولين فعاليتهاي آتشفشاني سهند از جنوب شرقي آبادي قرمزگول در شرق آذرشهر شروع شده است. (معين وزيري 13:1375) بنابراين ميتوان شروع فعاليتهاي آتشفشاني سهند را به اواخر ميوسن (دوران سوم) نسبت داد اين استناد به اين دليل است كه در منطقه آذرشهر، كلنگلومراهاي قرمزگول در زير تشكيلات پليوسن تبريز قرار گرفته است.
توده سهند (دوره ميوسن) دوره خساره از مولد (تيروكلاستيك) اين اينمبريتها و برشهاي آتشفشاني است كه عمدتا شامل قطعات داسيت، ريوداسيت و آندزيت ميباشد.
فوران گدازههاي آندزيتي بخش مركزي و جنوب غربي سهند، در اواخر ميوسن اما بعد از فعاليتهاي آتشفشاني قرمزگول صورت گرفته است.
البته فعاليتهاي آتشفشاني در سهند در طول دوره پليوسن نيز دنبال ميشود كه حاصل آن جايگزين شدن ساير مواد آتشفشاني به جاي اينمبريتهاست. ضخامت مواد آتشفشاني كه روي زيربناي رسوبي را ميپوشاند بيش از 800 متر برآورد شده است.
ولكانوسديمانترها از تشكيلات مهم سهند محسوب ميشوند. اين سري متشكل از تناوب لايههاي توف، سينريت آبرفتهاي دانه درشت لايههاي شني، ماسهاي، قلوهسنگي و رسي و در بعضي نقاط همراه كائولين خاك رس سفيد است كه در طي بازديدهاي ميداني در بيشتر درههاي سهند به ويژه در دره ليقوان تناوبي از چنين تشكيلاتي شناسايي شدهاند، قلوهسنگها و شنها، از مواد فرسايش آتشفشاني، لايهها و پونسهاي غلطانيده شده ميباشند.
در بين ولكانوسديمانمترها، تكههاي بزرگي نيز يافت ميشوند. اين تكه سنگها ممكن است به وسيله سيلابهاي گلآلود و يا حركت يخچالهاي طبيعي حاصل شده باشند به طور كلي ميتوان گفت كه برخلاف انتظار، تشكيلات برونزد، ماسيف سهند گونههاي متفاوتي را نشان ميدهد. اين تشكيلات از دوره پره كامبري آغاز و به كواترنر ختم ميگردد. سري رسوبات به وسيله مواد آتشفشاني بسيار ضخيم دوره ائوسن كه شامل روانههاي آندزيتي، توفهاي زير دريايي سري سبز ميباشند پوشانيده شدهاند. در پايان اين مرحله، تك گسيختگي در تحول زمينشناسي به وجود آمده كه تظاهرات آن به صورت استقرار گرانيت يا گرانوديوريت است و در بعضي از نقاط موجب دگرگوني سنگها شده است و سپس اين مجموعه در معرض يك نوع تغييرات تكتونيكي قرار گرفته كه اين تغييرات تا عصر حاضر نيز ادامه يافته است.(1)
موضوعات مرتبط: باويل دهكده ي رويايي
انتظار
انتظار؛ شرط قبولي اعمال هر عمل ديني براي آنکه عبادتي مقبول در پيشگاه خداي متعال تلقي شود، بايد شرايطي داشته باشد که بخش عمده اي از اين شرايط به شخص عمل کننده مربوط مي شود. اينها همان اموري است که گاهي به عنوان «دين» از آن ياد مي شود؛ دين صحيح و مطابق خواست خداوند. در فرمايش اميرمؤمنان(ع) به اين حقيقت اشاره شده که هيچ کار خوبي از غير شخص ديندار پذيرفته نيست: ايّها النّاس! دينکم! دينکم! تمسّکوا به ولايزيلنّکم احدٌ عنه. لأنّ السّيّئة فيه خيرٌ من الحَسَنة في غَيره لأنّ السيّئة فيه تغفر و الحسنة في غيره لا تقبل. اي مردم! مراقب دين خود باشيد! مراقب دين خود باشيد! به آن تمسّک کنيد و کسي شما را از آن خارج نسازد و برنگرداند. زيرا کار بد در دين، از کار خوب در غير دين بهتر است. چون کار بد در دين بخشوده مي شود، اما کار خوب در غير دين پذيرفته نمي شود. پس قبل از انجام هر عملي، بايد ديني را که شرط پذيرفته شدن همه ي اعمال است، بشناسيم. و اين امر با مراجعه به احاديث کاملاً روشن مي گردد. فردي در حالي که نوشته اي همراه خود داشت، خدمت حضرت باقرالعلوم(ع) رسيد. ايشان پيش از آنکه او نوشته اش را باز کند، فرمودند: هذه صحيفة مخاصمٍ يسأل عن الدّين الذي يقبل فيه العمل. اين، نوشته ي بحث کننده اي است که سؤال مي کند درباره ي آن ديني که عمل در آن پذيرفته است. آن شخص گفت: خدا شما را رحمت کند. اين همان چيزي است که من مي خواهم. آنگاه حضرت فرمودند: شهادة أن لا اله الاّ الله وحده لا شريک له و أنّ محمداً(ص) عبده و رسوله، و تقرّ بما جاء من عندالله، والولاية لنا اهل البيت، و البرائة من عدوّنا، والتّسليم لأمرنا، والورع، و التواضع، و انتظار قائمنا؛ فإنّ لنا دولةً إذا شاءالله جاء بها. گواهي دادن به توحيد پروردگار و اينکه حضرت محمد(ص) بنده و فرستاده ي اوست، و اقرار به آنچه از جانب خداوند آمده و پذيرفتن ولايت ما اهل بيت(ع)، و بيزاري جستن از دشمنان ما، و تسليم شدن نسبت به امر ما، و ورع، و فروتني، و در انتظار قيام کننده ي ما بودن؛ چون براي ما دولتي است که که هرگاه خداوند بخواهد، آن را محقّق مي سازد. طبق اين بيان، انتظار قائم اهل بيت(ع) از ارکان ديني است که عمل در آن پذيرفته مي شود. در حديث ديگري ابوبصير از حضرت صادق(ع) نقل مي کند که ايشان روزي چنين فرمودند: ألا اخبرکم بما لا يقبل الله عزّ و جلّ من العباد عملاً الاّ به؟ آيا شما را خبر ندهم به آنچه خداي عز و جل هيچ عملي را از بندگان جز به سبب آن نمي پذيرد؟ ابوبصير عرض مي کند: بله، بفرماييد. آنگاه حضرت چنين توضيح مي دهند: شهادة أن لا اله الاّ الله و انّ محمّداً (ص) عبده [و رسوله]، والاقرا بما امرالله، والولاية لنا، و البرائة من اعداءنا – يعني الأئمة خاّصةً – و التسليم لهم، و الورع، و الاجتهاد، و الطّمأنينة، و الانتظار للقائم(ع). (3) گواهي دادن به توحيد پرودگار و اينکه حضرت محمد (ص) بنده (و فرستاده ي) اوست، و اقرار به آنچه خداوند دستور فرموده، و ولايت ما، و بيزاري جستن از دشمان ما – منظور خصوص ائمه(ع) است – و تسليم شدن نسبت به ايشان، و ورع، و کوشش (در راه عمل به شرع)، و طمأنينه، و در انتظار حضرت قائم(ع) بودن. بنابراين هيچ عملي در دين، بدون حالت انتظار مهدي موعود(ع) مقبول درگاه الهي نيست. منظور از مقبول شدن اين است که آن عمل، عبادتي تلقي شود که مشمول پاداش پروردگار قرار گيرد و باعث تقرب شخص به پيشگاه الهي شود. پاداش هايي که براي انجام يک عمل خاص در کتاب و سنت آمده است، همگي بر عمل مقبول، مترتّب مي شود و اگر آن عمل، حائز شرايط قبولي نباشد، انجام دهنده ي آن استحقاق هيچگونه پاداشي از جانب خداوند ندارد. با اين وصف بدون حال انتظار قائم (ع)، استحقاق هيچ خير و پاداشي بابت انجام عبادات براي انسان پديد نمي آيد. البته اگر خداوند بخواهد از روي فضل و کرم خويش، يک عبادت ناقص و فاقد بعضي شرايط را از بنده اي بپذيرد، بحث ديگري است، ولي آنچه طبق وعده هاي الهي و براساس مقررات وضع شده، سبب قبولي اعمال است، همان شرايط اعلام شده مي باشد
صحيفه سجّاديه
(5)دعا در حق خود و دوستانش
وَكَانَ مِنْ دُعَآئِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ لِنَفْسِهِ و لِأَهْلِ وَلايَتِهِ
يَا مَنْ لا تَنْقَضِي عَجَآئِبُ عَظَمَتِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاحْجُبْنَا عَنِ الالْحَادِ فِي عَظَمَتِكَ وَيَا مَنْ لا تَنْتَهِي مُدَّةُ مُلْكِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِكَ وَيَا مَنْ لا تَفْنَى خَزَآئِنُ رَحْمَتِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْ لَنَا نَصِيبَا فِي رَحْمَتِكَ وَيَا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ الابْصَارُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَدْنِنَآ إِلَى قُرْبِكَ وَيَا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الاخْطَارُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَكَرِّمْنَا عَلَيْكَ وَيَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الاخْبَارِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَلا تَفْضَحْنَا لَدَيْكَ اللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ هِبَةِ الْوَهَّابِينَ بِهِبَتِكَ وَاكْفِنَا وَحْشَةَ الْقَاطِعِينَ بِصِلَتِكَ حَتَّى لا نَرْغَبَ إِلَى أَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ وَلا نَسْتَوْحِشَ مِنْ أَحَدٍ مَعَ فضْلِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَكِدْ لَنَا وَلا تَكِدْ عَلَيْنَا وَامْكُرْ لَنَا وَلا تَمْكُرْ بِنَا وَأَدِلْ لَنَا وَلا تُدِلْ مِنَّا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَقِنَا مِنْكَ وَاحْفَظْنَا بِكَ وَاهْدِنَآ إِلَيْكَ وَلا تُبَاعِدْنَا عَنْكَ إِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ وَمَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ وَمَنْ تُقَرِّبْهُ إِلَيْكَ يَغْنَمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاكْفِنَا حَدَّ نَوَآئِبِ الزَّمَانِ وَشَرَّ مَصَآئِدِ الشَّيْطَانِ وَمَرَارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطَانِ اللَّهُمَّ إِنَّمَا يَكْتَفِي الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاكْفِنَا وَإِنَّمَا يُعْطِي الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَعْطِنَا وَإِنَّمَا يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاهْدِنَا اللَّهُمَّ إِنَّكَ مَنْ وَالَيْتَ لَمْ يَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخَاذِلِينَ وَمَنْ أَعْطَيْتَ لَمْ يَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمَانِعِينَ وَمَنْ هَدَيْتَ لَمْ يُغْوِهِ إِضْلالُ الْمُضِلِّينَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَامْنَعْنَا بِعِزِّكَ مِنْ عِبَادِكَ وَأَغْنِنَا عَنْ غَيْرِكَ بِإِرْفَادِك وَاسْلُكْ بِنَا سَبِيلَ الْحَقِّ بِإِرْشَادِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْ سَلامَةَ قُلُوبِنَا فِي ذِكْرِ عَظَمَتِكَ وَفَرَاغَ أَبْدَانِنَا فِي شُكْرِ نِعْمَتِكَ وَانْطِلاقَ أَلْسِنَتِنَا فِي وَصْفِ مِنَّتِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْنَا مِنْ دُعَاتِكَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ وَهُدَاتِكَ الدَّالِّينَ عَلَيْكَ وَمِنْ خَاصَّتِكَ الْخَاصِّينَ لَدَيْكَ يَآ أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
| |||||||||||||||||
نوحه این کشته فتاده به هامون حسین توست
نوحه و مرثیه حسین حسین (ع) با صدای محمود کریمی
نوحه بازاین چه شورش است با صدای محمود کریمی
نوحه زیبای عباس علمدار حسین (ع)
نوحه در سوگ شهادت امام باقر (ع) عالمی ماتمسرا شد فاطمه صاحب عزا شد
نوحه غریب مادر در سوگ شهادت امام جواد (ع)
نوحه غریب آقا در سوگ شهادت امام جواد (ع)
نوحه بگید چاوش بخونه در سوگ شهادت امام جواد (ع)
نوحه دردمو به کی بگم در سوگ شهادت امام جواد (ع)
|
موضوعات مرتبط: هیات محبان حضرت علی اکبر
باويل از ديدگاه هاي مختلف
|
تاريخچه و جغرافيا |
|
روستاي باويل واقع در جنوب غربي استان آذربايجان شرقي يكي از روستاهاي آباد شهرستان اسكو مي باشد با استناد به گفته ي قدما و آثار مشهود آن معلوم مي شود كه باويل قدمتي چندين هزار ساله دارد اما آنچه از اين تاريخ بجا مانده اين است كخ اسم باويل از "اويل" كه يكي از نوادگان حضرت نوح بوده نشعت گرفته است و نيز به دليل قرار گرفتن در حوزه ي آبريز درياچه ي خزر و عبور دو رود "اويل رود و باويل رود" نام باويل در آن گذاشته شده است. امام زاده حمزه ، قبرستان قديمي و چنار كنار مسجد جامع باويل از نشانه هاي بجا مانده از قديميت اين روستا محسوب مي شوند. در قديم الايام در ميان آبادي هاي فعلي باويل داراي بيشترين جمعيت بوده كه شهرستان اسكو جزء دهات آباد آن به حساب مي آمده است و بيشتر املاك شهر جديد سهند جزء خاك باويل بوده است. حمالله مستوفي برخي از موارد فوق الذكر و كمي بيشتر را در كتبش آورده كه علاقه مندان جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانند به نوشته هاي ايشان مراجعه نمايند. |
|
علم و فرهنگ |
|
مقوله ي علم و دانش از نخستين ايام تشكيل اين روستا جزء نهادينه ترين امور بوده و علاقه و اشتياق جوانان آن براي ادامه و طي مراتب علم و دانش بسيار بالا بوده و همين فاكتور وجه تمايز اين روستا با روستاهاي ديگر بوده است. تا جايي كه طبق جديدترين سرشماري ، در حال حاضر اين روستا بيش از 100 پزشك در رده ها و تخصص هاي مختلف دارا است و تقربيا مي توان گفت همه ي اهالي آن باسواد مي باشند تا جايي كه هيچ خانواده اي يافت نمي شود كه در آن يك يا چند نفر معلم (فرهنگي) در سطوح مختلف وجود نداشته باشد. |
|
تعداد و بافت جمعيتي |
|
جمعيت اين روستا طبق جديدترين سرشماري ۳۲۵۰ مي باشد كه شغل اثريت آنها كارمند در سطوح مختلف مي باشد و تعداد كمي نيز به شغل مقدس كشاورزي و دامداري مشغول هستند. ضمنا تعداد رانندگان وسايط نقليه سنگين اين روستا نيز قابل توجه است. |
|
آداب و رسوم
بسمه تعالی
وقتی محرم شروع می شود همانند سایر شیعیان ؛ مردم باویل نیز عزاداری را شروع می کنند .ابتدا در مسجد پایین ( حضرت ابوالفضل ) روحانی می آید و روضه خوانی می کند و این کار تا عاشورا ادامه می یابد . علاوه از آن تقریباً از پنجم محرم تا عاشورا بعد از ظهرها مراسم سینه زنی و زنجیر زنی در مسجد جامع تا اذان مغرب برگزار می شود . و نیز مراسمی تحت عنوان شاه حسین نیز با حضور جوانان برگزار می شود و چون شور و حال خاصی در این مراسم هست پیران چندان از آن استقبال نمی کنند و بیشتر به تماشای آن می نشینند از 10شب به بعد شروع می شود و یک ساعت ونیم طول می کشد . در حاشیه ی این مراسم کسانی هستند که نذر و احسان می دهند که از جمله کلوچه و شیر و شربت و ... در تاشسوعا و عاشورا و دوازدهم محرم نیزهیئت صبحانه به منازل اشخاص دعوت می شوند و بعد از صرف صبحانه ؛ هیئت از آنجا با سینه زنی و زنجیر زنی به مسجد پایین ( حضرت ابوالفضل (ع ) )حرکت می کند.
مراسم عزاداری دریازدهم و دوازدهم محرم نیز در منازل برگزار می شود. در ماه محرم و صفر نیز مرثیه خوانی در منازل توسط خانم ها در منازل برگزار می شود .
ازدواج و مراسم مرتبط با آن
در ادامه ی آداب و رسوم باویل می خواهم مطالبی را راجع به عید باستانی عرضه دارم .
بعد از عید نوروز در زمان اردیبهشت ماه اهل هر محله و یا کوچه برای طلب باران از خداوند جمع شده و آش نذری می پزند. که وسایل و مواد بکار رفته در این آش توسط تک تک افراد کوچه جمع آوری می شود . بیشتر این آش در محله ی پایین پخته می شود و بعد از پخت آن به تک تک خانه ها داده می شود. یکی دیگر از آداب و سنن باویل بدرقه ی مسافر بخصوص مسافر زوار است. شخصی که به زیارت خانه ی خدا می رود قبل از رفتن زمانی را جهت زیارت دوستان و آشنایان و .. مقرر میکند و معمولا کسی که به میمانی زوار می رود میوه و شیرینی و چای تناول میکند . زمان حرکت نیزچاوش با صدای بلند می خواند و به همراه اهل محل حاجی را بدرقه می کنند. بعد از رفتن حاجی به مکه ؛ اقوام آش پشت پا درست کرده و به همسایگان می دهند. بعد از یک ماه ؛ حاجی که برگشت باز چاوش به همراه مردم جهت بدرقه به نزدیکی جاده آمده و تا منزل ایشان را بدرقه می کنند. در همان روز یا یکی دو روز دیگر حاجی دوستان و آشنایان را جهت دعوت کرده و مردم به زیارت حاجی می روند وشیرینی و میوه و چای می خورند . و در آنجا از حاجی حال وهوای مدینه و بقیع و مکه می پرسند و حاجی آنچه را دیده به مردم بازگو می کند . هر کس هم که از منزل خارج می شود . به حاجی می گوید : خدا قبول کنه؛ خدا دوباره قسمت کنه. وحاجی در جواب میگه : خدا به شما هم روزی کنه. بعد هم یک روز دیگر یا نهار یا شام به دوستان و آشنایان خود می دهد . در این میان چون اکثر حاجی ها سالخورده اند دور و برش بیشتر نوه ها و نتیجه ها پر کرده و از پدر یزرگ یا مادر بزرگ خود سوغات طلب می کنند . و حاجی نیز سر فرصت مناسب کیف سوغات خود را اورده و به همه ی فامیل نزذیک خود سوغاتی می دهد. خدمت سربازی شاید به نظر برسد که آنچه در اینجا می آید اصلا مربوط به آداب و رسوم نباشد ولی دوستان مطمئن باشید چون این اتفاقات برایمان عادی است به چشم آداب نمی بینیم . و اگر کس دیگری که با آداب و رسومی دیگر زندگی میکند؛ مطالب را بخواند، برایش جالب خواهد بود. وقتی پسری به سن 18 سالگی می رسد یا دوره ی تحصیلش به اتمام رسیده باشد به خدمت سربازی می رود . فامیل علی الخصوص پدر و مادر ، بعد از بدرقه ی فرزند خویش برگشته و. آش پشت پا درست می کنند و به درو همسایه می دهند .کسانی که این آش را می گیرند؛بعد از پس دادن ظرف آش می گویند خدا سلامت کند
|
|
این بخش ادامه دارد... (محمد سیفی) |
موضوعات مرتبط: باويل دهكده ي رويايي
به نا م آنکه نام او آرایش کلام است و بی نام او آغار نگیرد انجام
نوحه: سنگ می بارد از استاد كويتي پور
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
گه نظر می کند او سوی خیمه ها
گه سوی علقمه می نماید نگاه
شده تنها حسین این امیر سپاه
صف به صف گرد او لشگر کوفیان
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
بر رگ حنجرش خنجری بوسه زد
خنجری بر لب حنجری بوسه زد
بر رگ گردنش خواهری بوسه زد
ناله دلخراش می زد از عمق جان
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
گرد نعش حسین هلهله شد بپا
کوفییان شادمان خیمها در عزا
غرق در خون شده کشته کربلا
شد زمین پر خروش آسمان در فغان
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
مانده تنها حسین سوی او بی امان (2)
سنگ می بارد نیزه می آید (2)
شاعر خسته (از شاعر فقید استاد شهریار)
حسن می گوید تماشا کن مرا
شعر می گوید که اشاء کن مرا
عشق می خواهد که پوشم راز وی
راز می گوید که افشا کن مرا
من چه می گویم سر اندر ز بال؟
گر کسی پرسید حاشا کن مرا
غزلی دیگر از استاد
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو ، لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
می روم تا که به صاحب نظری باز رسم
محرم ما نبود دیده ی کوته نظران
دل چون آینه ی اهل صفا می شکنند
که ز خود بی خبرند این ز خدا بی خبران
دل من دار که در ذلف شکن در شکنت
یادرگاریست ز سر حلقه ی شوریده دلان
شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگبخته چون نو سفران
غزلی از حافظ به دو زبان فارسی و لاتین
-The only vision I have is your sight
The only thing I follow is your light.
Everyone finds his repose in sleep,
Sleep from my eyes has taken flight.
جز نـقـش تو در نـظر نیامد ما را
جز کوی تو رهـگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حـقا کـه بـه چشم در نیامد ما را
2-Pick up the joy giving wine and come hither.
Temptations of mean foes decline and come hither.
Don’t listen to the one who says sit down and stay;
Listen to me, pick up the line and come hither.
بر گیر شراب طربانگیز و بیا
پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا
مشنو سخن خصم که بنشین و مرو
بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا
3-I said, your lips said, your lips we revive;
I said, your mouth said, sweetness we derive;
I said your words, he said, Hafiz said;
May all sweet lips be joyous and alive.
گفتـم که لبت, گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت, گفت زهی حب نبات
گفتـم سخن تو, گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیفه گویان صـلوات
4-One, beautiful and full of grace
Mirror in hand, grooming her face
My handkerchief I offered, she smiled,
Is this gift also part of the chase?
ماهی که قدش به سرو میماند راست
آیینه به دست و روی خود میآراست
دستارچهای پیشکشش کردم گفت
وصلم طلبی زهی خیالی که توراست
5-I put my arms around your waist,
A lover’s embrace to taste.
From your resolve it’s obvious
All my efforts will go to waste.
مـن باکـمر تو در میان کردم دسـت
پنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداسـت از آن میان چو بربست کمر
تا من ز کمر چه طرف خواهم بربسـت
6-You are the moon and the sun is your slave;
As your slave, it like you must behave.
It is only your luminosity and light
That light of sun and moon can save.
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
تا بنده تو شدهست تابنده شدهست
زان روی کـه از شـعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شدهست
7-A new challenge everyday
You keep away and delay;
When I act to close the gap
Fate says there is a bigger play.
هر روز دلم بـه زیر باری دگر اسـت
در دیده من ز هجر خاری دگر اسـت
مـن جـهد همیکنم قضا میگوید
بیرون ز کـفایت تو کاری دگراسـت
8-My beloved is brighter than the sun,
Put in the heavens, my only one.
Placed the hearts upon the earth
To watch the sun’s daily run.
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
گرد خط او چشمه کوثر بگرفـت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت
وآنگـه سر چاه را به عنبر بگرفت
9-My broken heart’s sorrows are deep.
Painful, disturbed, broken my sleep.
If you don’t believe, send me your thoughts
And you will see how in sleep I weep.
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرسـت
تا در نگرد که بیتو چون خواهم خفت
10-Candle’s story how can I tell?
Of the broken heart’s living hell?
My sorrow is in how I can find
Another who knows these sorrows well.
نی قصه آن شمع چگل بتوان گفـت
نی حال دل سوخته دل بتوان گفـت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
11-First enticed me to take the cup,
When I got drunk, told me to stop.
My eyes watery, my heart on fire,
I became dust and your wind picked me up.
اول بـه وفا می وصالـم درداد
چون مست شدم جام جـفا را سرداد
پر آب دو دیده و پر از آتـش دل
خاک ره او شدم بـه بادم برداد
12- All treasures ain’t worth this oppression.
All pleasures ain’t worth one transgression.
Not even seven thousand years of joy
Is worth seven days of depression.
نی دولـت دنیا به ستـم میارزد
نی لذت مستیاش الـم میارزد
نـه هفت هزار ساله شادی جهان
این محنت هفت روزه غـم میارزد
13-Every friend who talked of love, became a foe.
Every eagle shifted its shape to a crow.
They say the night is pregnant, and I say,
Who is the father? And how do you know?
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد
هر پاکروی که بود تردامـن شد
گویند شب آبستن و این است عجب
کاو مرد ندید از چه آبستـن شد
14- Since the flower withers in the dark,
The bud blooms to leave its mark,
Happy is the heart, light as a bubble,
At the tavern is naked, stark.
چون غنچـه گـل قرابـهپرداز شود
نرگـس به هوای می قدح ساز شود
فارغ دل آن کسی که مانند حـباب
هـم در سر میخانـه سرانداز شود
15- Spend time with wine by a stream,
And let sorrows away stream.
My life, like a rose, is but few days;
Youthful and joyous live this dream.
با می به کـنار جوی میباید بود
وز غصه کـنارهجوی میباید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است
خـندان لب و تازهروی میباید بود
16- This rose is from the dust of one like me.
His joy within the rose, thus I can see.
My companion and confidant it is, because
The colorful rose brings the sweet scent of he.
این گـل ز بر همنفـسی میآید
شادی به دلم از او بـسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگ ویام بوی کـسی میآید
17- With fate you still hope to trade;
Passage of time should make you afraid.
You said no color comes after black,
I said my black hair to white degrade.
از چرخ به هر گونه هـمیدار امید
وز گردش روزگار میلرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید
18- In times of youth, drinking is better.
With the joyful, linking is better.
The world is a mere temporal inn;
With the shipwrecked, sinking is better.
ایام شـباب اسـت شراب اولیتر
با سـبز خـطان باده ناب اولیتر
عالم همه سر به سر رباطیست خراب
در جای خراب هـم خراب اولیتر
19- You can buy everyone with gold;
Either in one shot, or slowly are sold.
Even the narcissus, pride of the world,
Sold itself, why, its crown of gold behold.
خوبان جـهان صید توان کرد بـه زر
خوش خوش بر از ایشان بتوان خورد به زر
نرگـس که کله دار جهان است ببین
کاو نیز چـگونـه سر درآورد بـه زر
20- This tired life is the flood of age,
With a full cup began this outrage.
Wake up, and see the carrier of time
Slowly carries you along life’s passage.
سیلاب گرفـت گرد ویرانـه عـمر
وآغاز پری نـهاد پیمانـه عـمر
بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد
حـمال زمانـه رخـت از خانه عـمر
-The only vision I have is your sight
The only thing I follow is your light.
Everyone finds his repose in sleep,
Sleep from my eyes has taken flight.
جز نـقـش تو در نـظر نیامد ما را
جز کوی تو رهـگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حـقا کـه بـه چشم در نیامد ما را
2-Pick up the joy giving wine and come hither.
Temptations of mean foes decline and come hither.
Don’t listen to the one who says sit down and stay;
Listen to me, pick up the line and come hither.
بر گیر شراب طربانگیز و بیا
پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا
مشنو سخن خصم که بنشین و مرو
بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا
3-I said, your lips said, your lips we revive;
I said, your mouth said, sweetness we derive;
I said your words, he said, Hafiz said;
May all sweet lips be joyous and alive.
گفتـم که لبت, گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت, گفت زهی حب نبات
گفتـم سخن تو, گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیفه گویان صـلوات
4-One, beautiful and full of grace
Mirror in hand, grooming her face
My handkerchief I offered, she smiled,
Is this gift also part of the chase?
ماهی که قدش به سرو میماند راست
آیینه به دست و روی خود میآراست
دستارچهای پیشکشش کردم گفت
وصلم طلبی زهی خیالی که توراست
5-I put my arms around your waist,
A lover’s embrace to taste.
From your resolve it’s obvious
All my efforts will go to waste.
مـن باکـمر تو در میان کردم دسـت
پنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداسـت از آن میان چو بربست کمر
تا من ز کمر چه طرف خواهم بربسـت
6-You are the moon and the sun is your slave;
As your slave, it like you must behave.
It is only your luminosity and light
That light of sun and moon can save.
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
تا بنده تو شدهست تابنده شدهست
زان روی کـه از شـعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شدهست
7-A new challenge everyday
You keep away and delay;
When I act to close the gap
Fate says there is a bigger play.
هر روز دلم بـه زیر باری دگر اسـت
در دیده من ز هجر خاری دگر اسـت
مـن جـهد همیکنم قضا میگوید
بیرون ز کـفایت تو کاری دگراسـت
8-My beloved is brighter than the sun,
Put in the heavens, my only one.
Placed the hearts upon the earth
To watch the sun’s daily run.
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
گرد خط او چشمه کوثر بگرفـت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت
وآنگـه سر چاه را به عنبر بگرفت
9-My broken heart’s sorrows are deep.
Painful, disturbed, broken my sleep.
If you don’t believe, send me your thoughts
And you will see how in sleep I weep.
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرسـت
تا در نگرد که بیتو چون خواهم خفت
10-Candle’s story how can I tell?
Of the broken heart’s living hell?
My sorrow is in how I can find
Another who knows these sorrows well.
نی قصه آن شمع چگل بتوان گفـت
نی حال دل سوخته دل بتوان گفـت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
When I got drunk, told me to stop.
My eyes watery, my heart on fireموضوعات مرتبط: ادبستان
نام ادریسنام عبرى آن حضرت خنوخ و ترجمه عربى اش اخنوخ است. در بعضى نقل هاست که حکماى یونان نام آن حضرت را هرمس الهرامسه یا هرمس حکیم گذارده اند، هرمس لفظ عربى است و ترجمه یونانى آن ارمیس به معناى عطارد است. برخى گفته اند که نام یونانى او طرمیس بوده است. او در نزدیک کوفه در مکان فعلی مسجد سهله میزیست. تا قبل از ایشان مردم برای پوشش بدن خود از پوست حیوانات استفاده میکردند، او نخستین کسی بود که خیاطی کرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدریج از لباسهای دوخته شده استفاده میکردند. او بلند قامت و تنومند و نخستین انسانی بود که با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و آنها را تدریس میکرد. کتابهای آسمانی را به مردم میآموخت و آنها را از اندرزهای خود بهرهمند میساخت، از این رو نام او را ادریس (که از واژه درس گرفته شده) نهادند. بیش تر لغویان «ادریس» را واژه اى عربى و از ماده «درس» مشتق دانسته و وجه این نام گذارى را کثرت دانش یا ممارست او بر آموزش، ذکر کرده اند; اگرچه برخى به اشتقاق آن از ماده «دروس» به معناى پنهان شدن، معتقد بوده و علت آن را پنهان شدن ناگهانى ادریس بیان نموده اند. در برابر دیدگاه پیشین، بعضى آن را واژه اى عجمى و غیر منصرف شمرده اند.آن گونه که از بیش تر کتاب هاى تاریخى، تفسیرى و ... بر مى آید، «ادریس» همان «اخنوخ» یا خنوخ، و خنوع است که نزد اهل کتاب، یکى از پیامبران پیش از نوح بوده و کتاب هاى فراوانى به او نسبت داده شده است. در روایتى، اباذر از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند: 4 نفر از انبیا: آدم، شیث، اخنوخ(علیهم السلام)، ادریس و او نخستین کسى است که با قلم نوشت ـ و نوح(علیه السلام)سریانى اند. گفته شده: «ادریس» نزد یونانیان «ارمیس»، «طرمیس» یا «هرمس حکیم» نام دارد و بر پایه برخى از منابع، کیومرث را از نیاى وى شمرده و اسطوره هاى فراوانى را به او نسبت داده اند. گاهى او را «مثلث النعم» یا «مثلث الحکمه» یعنى داراى نعمت پادشاهى، حکمت و نبوت و «هرمس الهرامسه» و «اوریاى سوم» پس از آدم و شیث(علیهما السلام) لقب داده اند.
نام دیگر ادریس و محل تولدشادریس (علیه السلام ) ((هرمس )) نیز نام داشته، زیرا قفطى در کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، در شرح حال ادریس مى گوید: حکماء در محل ولادت و منشاء و استاد ادریس قبل از نبوتش اختلاف کرده اند، فرقه اى گفته اند: در مصر به دنیا آمد، و او را ((هرمس الهرامسه )) نامیدند، و مولدش در ((منف )) بوده، و نیز گفته اند که: کلمه هرمس عربى ارمیس یونانى است، و ارمیس به زبان یونانى به معناى عطارد است. بعضى دیگر گفته اند: نام او به زبان یونانى طرمیس و به زبان عبرى خنوخ بود که معرب آن اخنوخ شده، و خداى عزوجل او را در کتاب عربى مبینش ادریس نامیده.
همین صاحب نظران گفته اند: نام معلمش غوثاذیمون بوده، بعضى گفته اند: اغثاذیمون مصرى بوده، ولى نگفته اند که این شخص چکاره بوده است، فقط گفته اند: اغثاذیمون یکى از انبیاى یونانیان و مصریان بود، و نیز او را اورین دوم خوانده اند، و ادریس نزد ایشان اورین سوم بوده، و معناى کلمه ((غوثاذیمون )) خوشبخت است، آن وقت گفته اند: هرمس از مصر بیرون گفته و همه زمین را گردش کرد و دوباره به مصر برگشت، و خداوند در مصر او را بالا برد، و در آن روز هشتاد و دو سال از عمرش گذشته بود.
فرقه دیگرى گفته اند که: ادریس در بابل به دنیا آمده و نشو و نما کرد، و او در اول عمرش از شیث بن آدم که جد جد پدرش بود درس گرفت، چون ادریس پسر یارد، و او پسر مهلائیل، و او پسر قینان، و او پسر انوش، و او پسر شیث است، شهرستانى گفته: اغثاذیمون همان شیث است.
و چون ادریس بزرگ شد، خداوند او رابه افتخار نبوت مفتخر ساخت، پس مفسدین از بنى آدم را از مخالفت با شریعت آدم و شیث نهى مى کرد اندکى اطاعتش کردند اما بیشتر مردم مخالفتش نموده اند، پس تصمیم گرفت از میان آنان کوچ کند، آنان را که اطاعتش کرده بودند دستور داد آماده کوچ باشند، برایشان گران آمد که از وطن هاى خود چشم بپوشند، ناگزیر گفتند: اگر کوچ کنیم دیگر کجا مانند بابل نهرى خواهیم یافت؟ (بابل به زبان سریانى به معناى نهر است ) و گویا مقصودشان از نهر - بابل - دجله و فرات بوده، ادریس گفت: اگر براى خاطر خدا مهاجرت کنیم، خداوند نهرى غیر آن روزیمان خواهد کرد.
پس ادریس با ایشان بیرون شده و رفتند تا به این اقلیم که اقلیم بابلیونش مى نامند رسیدند، پس رود نیل و دشتى خالى از سکنه را دیدند، ادریس کنار نیل ایستاده مشغول تسبیح خدا شد، و به جماعت خود گفت: بابلیون.
و در معناى این گفته وى اختلاف کرده اند، بعضى گفته اند: یعنى چه نهر بزرگى است. بعضى دیگر گفته اند: یعنى نهرى مانند نهر شما است، بعضى گفته اند: نهرى پر برکت است. و بعضى دیگر گفته اند: کلمه ((یون )) در زبان سریانى معناى صیغه افعل در عربى را مى دهد که به معناى برتر است، یعنى این نهر بزرگتر است و به همین مناسبت آن وادى و اقلیم در میان همه امت ها به نام بابلیون معروف شد، غیر از عرب که آن را مصر خوانده اند که منسوب است به مصر پسر حام، که بعد از واقعه طوفان نوح آنجا نزول کرد، (و خدا به همه اینها داناتر است ).
ادریس و همراهانش در مصر رحل اقامت افکنده، خلایق را به معروف امر، و از منکرات نهى مى کرد و به اطاعت خداى عزوجل دعوت مى کرد، مردم زمان او با هفتاد و دو زبان حرف مى زدند، و خداوند زبان همگى آنان را به وى تعلیم داده بود تا هر فرقه اى از ایشان را با زبان خودش تعلیم دهد، و علاوه بر اینها آداب و طریقه نقشه کشى براى شهر سازى را به ایشان بیاموخت، دانشجویان از هر ناحیه اى گردش جمع شدند، و به ایشان سیاست مدنیت بیاموخت و قواعد آن را برایشان مقرر فرمود، و هر فرقه اى از هر امتى که بودند به سرزمین خود برگشته و شهرهایى ساختند تا آنجا که در عهد وى و به وسیله شاگردان او، صد و هشتاد و هشت شهر ساخته شد، که از همه کوچکترش ((رها)) بود، و ادریس به آنان علوم را بیاموخت.
و اولین کسى که حکمت را استخراج نموده و علم نجوم را به مردم یاد داد، ادریس بود، چون خداى عزوجل سر فلک و ترکیب آن، و نقطه هاى اجتماع کواکب را در آن فلک به او فهمانده بود، و نیز علم عدد سنین و حساب را به او داده بود، و اگر این نبود و ادریس در این علم فتح باب نمى کرد، هرگز خاطر بشر به این معنا خطور نمى کرد که در مقام سرشمارى ستارگان بر آید.
ادریس (علیه السلام ) براى هر امتى در هر اقلیمى سنتى شایسته آن امت و آن اقلیم به پا داشت، و زمین را به چهار قسمت تقسیم نموده براى هر قسمتى پادشاهى مقرر کرد تا به سیاست و اداره امور آنجا و آبادیش قیام نماید، و هر پادشاهى را ماءمور کرد تا اهل اقلیم خود را به شریعتى که بعدا اسم بعضى از آنها را مى بریم ملزم سازد.
اسماء آن پادشاهان که زمامدار زمین بودند بدین قرار بود: اول ((ایلاوس )) که به زبان عربى به معناى رحیم است، دوم ((اوس ))، سوم ((سقلبیوس ))، چهارم ((اوس آمون ))، و بعضى گفته اند: ایلاوس آمون، بعضى دیگر نام او را یسیلوخس که همان آمون ملک باشد دانسته اند، این بود آن مقدار از کلام قفطى در کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، که مورد حاجت ما بود.
و این احادیث و اخبار، همه به ما قبل تاریخ منتهى مى شود، و آنطور که باید نمى شود بدان اعتماد کرد، چیزى که هست همین که مى بینیم نام او در عربى جیلا بعد جیل ((جیل )) یک صنف از مردم اهل یک زمان ) در میان فلاسفه و اهل علم زنده مانده و اسم او را به عظمت یاد مى کنند و ساحتش را محترم شمرده و اصول هر علمى را منتهى به او مى دانند، خود کشف مى کند از اینکه او از قدیمى ترین پیشوایان علم بوده که نطفه و بذر علوم را در میان بشر پاشیده و افکار بشرى را با استدلال و دقت در بحث، و جستجوى از معارف الهى آشنا ساخته اند، و یا آن جناب اولین مبتکر ایشان بوده است. قرآن، درباره زندگى و دستورات دین و آیین ادریس(ع) مشروحا سخن نگفته است، چنان که سند تاریخى و پا برجایى هم از زندگى او در دست نیست. معتبرترین کتابى که درباره او سخن گفته تاریخ الحکماء است. اندیشمندان در مورد زادگاه و محل نشو و نماى آن حضرت اختلاف دارند، عده اى گفته اند: وى در مصر متولد شده و او را هرمس الهرامسه نامیده اند و زادگاهش در «منف» (نام شهرى در مصر) است. و نیز گفته اند نام وى به زبان یونانى ارمیس بوده که معناى عربى آن هرمس و به زبان عبرى خنوخ و در عربى اخنوخ تلقى شده است و خداى - عزوجل - او را در قرآن که به زبان عربى آشکار نازل شده ادریس... خوانده است. هرمس (ادریس) از مصر بیرون رفت و در زمین گردش کرد و سپس به آن سرزمین بازگشت، [سرانجام ] خداوند او را در هشتادو دو سالگى به نزد خود بالا برد (از دنیا رفت) دسته اى دیگر معتقدند که، ادریس(ع) در بابل متولد و در همان جا بزرگ شد. بیش تر مورخان گفته اند: او در کشور «مصر» شهر «منف» به دنیا آمده و در 65 سالگى با هدانه (ادانه) دختر باویل بن محویل بن خنوخ بن قین بن آدم(علیه السلام) ازدواج کرد و از وى، داراى فرزندانى شد که مشهورترین آن ها «متوشالح» (متوشلخ) بود. وى در اوایل عمر خویش از علوم شیث بن آدم که جد اعلاى او بود بهره مى جست... و آن گاه که به حد کمال رسید، خداوند بدو نبوت و پیامبرى عنایت فرمود. آن حضرت، مردم فاسد را از مخالفت با آیین حضرت آدم و شیث(ع) نهى مى کرد و [در این راستا] عده اى اندک از او اطاعت کرده و بیشتر آنان با وى به مخالفت برخاستند، از این رو او و پیروانش از آن سامان بیرون رفته تا به مصر رسیدند. ادریس(ع) و همراهانش در مصر اقامت گزیدند و مردم را به امر به معروف و نهى از منکر و اطاعت از خداى - عزوجل - دعوت کرد، چنان که گفته شده: وى مردم را به آیین الهى و یگانگى خدا و پرستش آفریدگار و رهایى مردم از عذاب آخرت به وسیله کردار شایسته در دنیا دعوت نمود و آنها را بر بى رغبتى به دنیا و رفتار عادلانه تشویق کرد و دستور داد تا آن گونه که وى مى گوید نماز به جاى آورند و دستور داد ایام مشخصى در هر ماه روزه بگیرند و آنها را به جهاد براى مبارزه با دشمنان دین و آیین خود تشویق و براى دستگیرى از مستمندان به آنان دستور پرداخت زکات را صادر فرمود.
منصب نبوت پس از آدم ابوالبشر و فرزندش شیث به آن حضرت رسیده و ویژگى هاى نبوت، اسم اعظم و مقام وصایت نصیب وى گردید.جهت نام گذارى آن حضرت به ادریس نیز در روایات، کثرت اشتغال وى به درس و کتاب ذکر شده است. طبق روایات و تواریخ، ادریس نخستین کسى است که خط نوشت، جامه بدوخت و علم خیاطى را تعلیم داد، زیرا قبل از وى مردم با پوست حیوانات خود را مى پوشاندند. هم چنین آن حضرت را آموزگار و معلم بسیارى از علوم مانند نجوم، حساب، هندسه، هیئت و... دانسته اند. عبدالوهاب نجار در قصص الانبیاء خود مى گوید: ادریس به مصر آمد و در آن جا سکونت گزید و به دعوت مردم به اطاعت از حق و امر به معروف و نهى از منکر مشغول گردید. مردم آن زمان به هفتاد و دو زبان سخن مى گفتند وخداى تعالى همه آن زبان ها را به وى تعلیم فرود.ادریس سیاست، آداب تمدن و قوانین مملکتى و هم چنین طرز اداره شهرها و بناى آن ها را به مردم آموخت و براثر تعلیمات آن حضرت 188 شهر در روى کره زمین بنا گردید که کوچک ترین آن ها رها بوده است. رها یا اورفا نام شهرى در ترکیه است که سابقه تاریخى آن به قرن ها قبل از میلاد مى رسد.
شریعت و آیین ادریس (ع )ادریس مردم را به دین خدا، توحید و عبادت پروردگار متعال دعوت مى کرد و به آن ها مى گفت: عمل صالح در این دنیا، موجب آزادى از عذاب آخرت مى گردد. ادریس مردم را به زهد در دنیا و عدالت ترغیب مى فرمود و آن ها را طبق برنامه خاصى ماءمور به خواندن نماز کرد. هم چنین روزهاى معینى در ماه را براى روزه گرفتن مقرر کرد و دستور جهاد به دشمنان دین را به آن ها داد. زکات مال را براى کمک به ضعیفان و دستور تطهیر از جنابت و پرهیز از سگ و خوک را بر آن ها واجب و مشروبات مست کننده را نیز بر آن ها حرام فرمود. هم چنین عیدهایى براى مردم مقرر کرد که در آن روزها قربانى کنند. ادریس مردم را به آمدن پیغمبران بعد از خود بشارت داد و اوصاف پیغمبراسلام را نیز براى آن ها بیان فرمود و مردم را بر سه طبقه کاهنان، سلاطین و رعایا تقسیم کرد. ادریس از جهت علم و حکمت در مقام والایى بوده است و «اولیاتى» را به او نسبت داده اند; چنان که مى گویند: او نخستین کسى بود که از حرکت ستارگان و اجرام آسمانى سخن به میان آورد. پزشکى را بنیاد نهاد و شهرهاى بسیارى را بنا کرد. او هم چنین نخستین کسى بود که خط نوشت و لباس دوخت. مردم پیش از آن براى پوشش بدن خویش، از پوست حیوانات استفاده مى کردند. بسیارى از مفسران و مورخان معتقدند که ادریس آموخته هایى را از «غوثاذیمون» که همان «شیث» پیامبر است، فرا گرفته.برخى ادریس را نخستین پیامبر بعد از حضرت آدم(علیه السلام) دانسته و گفته اند: ادریس مردم را از مخالفت با شریعت آدم(علیه السلام) نهى مى کرد; ولى به جز تعداد اندکى، بیش تر مردم از دستورهاى وى سرپیچیدند. عده اى نیز گفته اند: در زمان «یارد» پدر ادریس، بت پرستى در میان قابیلیان متداول شده بود. خداوند ادریس را به پیامبرى برگزید و با کوشش وى، بت پرستى رو به افول نهاد و برخى از بت ها نیز نابود شدند.گروهى نیز بر این باورند که خداوند ادریس را به سوى آتش پرستان قوم قابیل که به مکر شیطان به این منکر روى آورده بودند، فرستاد.در زیارت ناحیه مقدسه بعد از آدم و شیث(علیهما السلام) به ادریس در جاى گاه پیامبرى که با دلیل براى خدا قیام نمود، درود فرستاده شده است.
سایر احوال ادریسچنان که از تاریخ برمى آید، ادریس از پیمبران بزرگوارى است که خداوند مقام هاى ظاهرى و معنوى را براى او گرد آورده بود و گذشته از مقام نبوت و رسالتى که از جانب پروردگار متعال داشت، در صورت ظاهر نیز به قدرت و عظمت رسید و مردم آن زمان مطیع و فرمان بردار وى بوده و با دیده احترام به وى مى نگریستند. در روایات شیعه نام پادشاهى جبار و ستم گر نیز یاد شده که در زمان ادریس مى زیسته و به ظلم و ستم زمین زراعتى و دارایى مردم را مى گرفته است. هم چنین زنى زیبا داشته که در کارها با او مشورت نموده و به دستور او رفتار مى کرده است. آن ها براثر طغیان و ستم، به نفرین ادریس گرفتار شده و به همراه پیروانشان نابود شدند. و مردم نیز سال ها به قحطى و خشک سالى دچار شدند .در حدیثى که راوندى به سندش از وهب بن منبه نقل کرده آمده است: ادریس مردى بلند بالا و فراخ سینه با صدایى آهسته و گفتارى آرام بود و هنگام راه رفتن، گام ها را کوتاه برمى داشت ... تا آن جا که مى گوید: وى نخستین کسى بود که جامع دوخت و هرگاه سوزن مى زد خداى را تسبیح مى گفت و به یگانگى و بزرگى او را یاد مى کرد، و در هر روز برابر با اعمال تمامى مردم آن زمان تنها از وى عمل نیک به آسمان بالا مى رفت. در زمان آن حضرت، فرشتگان به میان مردم مى آمدند. با مردم دست مى دادند و بر آن ها سلام مى کردند. سخن مى گفتند و نشست و برخاست و مجالست داشتند و این بدان سبب بود که مردم آن زمان مردمانى صالح و شایسته بودند. این جریان تا زمان حضرت نوح نیز ادامه داشت و پس از آن منقطع گردید.(64)
هم چنین راوندى در حدیثى از امام صادق (ع ) نقل کرده که آن حضرت در باب فضیلت مسجد سهله فرمود: هرگاه به کوفه رفتى به مسجد سهله برو و در آن جا نماز بگزار و حاجت هاى خود را از خدا بخواه، زیرا مسجد سهله خانه ادریس پیغمبر بوده که در آن خیاطى مى کرد و نماز مى گزارد.
نام ادریس در قرآن و صعود وى به آسمان
در دو جاى قرآن کریم نام ادریس ذکر شده است. یکى در سوره مریم و دیگرى در سوره انبیاء. در سوره انبیاء فقط نام آن حضرت برده شده، ولى در سوره مریم خداى تعالى اوصافى نیز براى آن حضرت بیان فرموده است: واذکر فى الکتاب ادریس انه کان صدیقا نبیا و رفعناه مکانا علیا(مریم آیات 56 و 57) در این کتاب ادریس را یاد کن که او پیغمبرى راستى پیشه بود، و ما را به جایگاهى بلند، بالا بردیم. در معناى این که فرمودو رفعناه مکانا علیا میان مفسران اختلاف است: دسته اى معتقدند یعنى قدر او را بالا بردیم و در عالم بالا جاى دادیم. هم چنین در علت و کیفیت صعود آن حضرت به آسمان نیز اختلاف نظر است: در پاره اى از روایات آمده که خداوند به یکى از فرشتگان خود خشم گرفت و بال و پرش را قطع کرد.بعد او را در جزیره اى انداخت و سال ها آن جا بود تا هنگامى که خداوند ادریس را مبعوث فرمود. فرشته مزبور نزد آن حضرت آمد و از وى خواست به درگاه خداوند دعا کند تا خداوند از وى بگذرد و بال و پرش را به او بازگرداند. ادریس هم دعا کرد و خدا از وى درگذشت و بال و پرش را به وى باز داد. فرشته مزبور به آن حضرت عرض کرد: آیا حاجتى دارى؟ ادریس گفت: آرى مى خواهم مرا به آسمان ببرى تا ملک الموت را دیدار کنم، زیرا با یاد وى زندگى بر من گوارا نیست. فرشته مزبور، ادریس را به آسمان چهارم آورد و در آن جا ملک الموت را دید که نشسته است و سر خود را از روى تعجب حرکت مى دهد. ادریس پیش آمد. به ملک الموت سلام کرد و پرسید: چرا سرت را تکان مى دهى؟ جواب داد که پروردگار به من فرمان داد تا جان تو را میان آسمان چهارم و پنجم گرفته و تو را قبض روح کنم. من در فکر بودم که چگونه با این همه فاصله بسیارى که میان آسمان چهارم با سوم و سوم با دوم و دوم با اول و هم چنین میان آسمان اول با زمین است، من ماءمور شده ام که در آسمان چهارم جان تو را بگیرم تا اکنون که تو را دیدار کردم. سپس جانش را در همان جا بگرفت. در روایت طبرى و فرید وجدى و دیگران، موضوع غضب و خشم پروردگار- که مورد ایراد بعضى واقع گردیده - ذکر نشده و مابقى آن با مختصر اختلافى به همین نحو از کعب الاخبار نقل شده است. در حدیثى که راوندى در قصص الانبیاء از ابن عباس نقل کرده، ملک الموت از خداى تعالى اجازه گرفت که براى زیارت ادریس به زمین بیاید و او را دیدار کند. خداوند به وى اجازه داد و نزد ادریس آمد و مدتى با وى ماءنوس شد تا این که ادریس او را شناخت و از وى خواست که او را به آسمان برد. ملک الموت از خداوند اجازه گرفت و ادریس را به آسمان برد و پس از این که جهنم و بهشت را به وى نشان داد، ادریس وارد بهشت شد و دیگر از آن جا بیرون نیامد.
عمر ادریس درباره عمر ادریس نیز اختلاف است. برخى مانند یعقوبى عمر آن حضرت را سیصد سال نوشته اند. برخی نوشته اند: او خیاط بود و مدت سیصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم ـ علیه السلام ـ میرسد. ابن اثیر در کامل گفته است که خداوند ادریس را پس از آن که 365 سال از عمرش گذشت، به آسمان برد. مسعودى در اثبات الوصیه گوید: روزى که آن حضرت را به آسمان بردند از عمر وى 360 و یا 350 سال گذشته بود.
صحف ادریسمسعودى و دیگران گفته اند که خداوند سى صحیفه بر ادریس نازل کرد و در خبرى هم که ابوذر از رسول خدا(ص ) روایت کرده، صحف ادریس را سى صحیفه بیان فرموده است. به هر حال تعداد صحف ادریس را 30 یا 50 صحیفه گفته اند. صحفى را نیز به «اخنوخ» کتاب مقدس نسبت داده اند که از «سودا پیگرافا»ى عهد عتیق (در زبان یونانى به معناى نوشته هاى جعلى) است و بعد از کتاب مقدس و «اپوکریفا» در رتبه سوم بوده، اعتبار چندانى ندارند. این صحف عبارتند از: 1. صحیفه هاى حبشى اخنوخ; 2. کتاب اخنوخ اسلاوى; 3. نسخه عبرى کتاب اخنوخ; 4. صحیفه هاى عربى ادریس; 5. صحف منسوب به ادریس; 6. سنن ادریس.در قرآن کریم، از این صحف به صراحت سخنى نیامده; ولى بسیارى از مفسران، مراد از «الصحف الاولى» در آیه 18 اعلى/87 را صحف ادریس و شیث مى دانند.
مرحوم مجلسى در آخر کتاب دعاى بحارالانوار، بیست و نه صحیفه آن را از ابن متویه نقل کرده است. ابن متویه در آغاز آن مى گوید: هر یک از آن ها داراى نام جداگانه اى است؛ مانند صحیفه حمد، صحیفه خلق، صحیفه رزق، صحیفه معرفت و.... هم چنین عبدالوهاب نجار در قصص الانبیاء کلمات حکمت آمیز و مواعظى از آن حضرت نقل کرده که از آن جمله است:
1. احدى نمى تواند شکر نعمت هاى خدا را مانند اکرام و نعمت بخشى به خلق وى به جاى آرد؛
2. خوبى دنیا موجب حسرت و بدى آن موجب پشیمانى است؛
3. از کسب هاى پست بپرهیزید؛
4. زندگى و حیات جان به حکمت و فرزانگى است؛
5. کسى که قناعت نداشته و از حد کفاف بگذرد، هیچ چیز او را بى نیاز و سیر نخواهد کرد.
آرزوی ادریس برای ادامه زندگی به خاطر شکرگزاریفرشتهای از سوی خداوند نزد ادریس ـ علیه السلام ـ آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولی اعمالش مژده داد. ادریس بسیار خشنود شد و شکر خدای را به جای آورد، سپس آرزو کرد همیشه زنده بماند و به شکرگزاری خداوند بپردازد. فرشته از او پرسید: «چه آرزویی داری؟» ادریس گفت: «جز این آرزو ندارم که زنده بمانم و شکرگزاری خدا کنم، زیرا در این مدت دعا میکردم که اعمالم پذیرفته شود که پذیرفته شد، اینک بر آنم که خدا را به خاطر قبولی اعمالم شکر نمایم و این شکر ادامه یابد». فرشته بال خود را گشود و ادریس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اینک ادریس زنده است و به شکر گزاری خداوند اشتغال دارد. مطابق بعضی از روایات، ادریس ـ علیه السلام ـ پس از مدتی که در آسمانها بود، عزرائیل روح او را در بین آسمان چهارم و پنجم قبض کرد، چنان که خاطر نشان میشود.
قبض روح ادریس ـ علیه السلام ـ امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: یکی از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شکست و او را در جزیرهای انداخت. او سالها در آن جا در عذاب به سر میبرد تا وقتی که ادریس ـ علیه السلام ـ به پیامبری رسید. او خود را به ادریس ـ علیه السلام ـ رسانید و عرض کرد: «ای پیامبر خدا! دعا کن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم کند». ادریس برای او دعا کرد، او خوب شد و تصمیم گرفت به طرف آسمانها صعود نماید اما قبل از رفتن، نزد ادریس آمد و تشکر کرد و گفت: «آیا حاجتی داری که میخواهم احسان تو را جبران کنم». ادریس گفت: «آری، دوست دارم مرا به آسمان ببری، تا باعزرائیل ملاقات کنم و با او انس گیرم، زیرا یاد او زندگی مرا تلخ کرده است.» آن فرشته، ادریس ـ علیه السلام ـ را بر روی بال خود گرفت و به سوی آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید، در آن جا عزرائیل را دید که از روی تعجب سرش را تکان میدهد. ادریس به عزرائیل سلام کرد، و گفت: «چرا سرت را حرکت میدهی؟»
عزرائیل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده که روح تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض کنم، به خدا عرض کردم: چگونه چنین چیزی ممکن است با این که بین آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بین آسمان سوم و دوم نیز همین مقدار. (و من اکنون در سایه عرش هستم و تا زمین فاصله فراوانی دارم و ادریس در زمین است، چگونه این راه طولانی را میپیماید و تا بالای آسمان چهارم میآید!!). آنگاه عزرائیل همان جا روح ادریس ـ علیه السلام ـ را قبض کرد. خداوند بعد از وفاتش، مقام ارجمندی در بهشت به او عنایت فرمود و او را از مواهب بهشتی بهرهمند ساخت.
فرزندان ادریس ادریس پیامبر فرزندان متعددى داشته که فقط نام «متوشلخ » و«ناخورا» و «حرقاسیل » در کتابها ذکر شده است.
موضوعات مرتبط: باویل در زندگی حضرت ادریس
نگاه پر مهر مادرم
مادرم تراوش نگاهم در اوج کلامت فقط یک کلمه است و تکان نخ صورت پیر تو با پیوند دلم انتهای پیچش گیسوان تست
گرمی نگاه من و تو با زندگی ام فقط یک کلمه فاصله دارد لبخند تو سردی وحشت سلولهای جدایی فراق را سست میکند و بغض کینه ی تو امید و تراوش نگاه دیدارت را صفر میکند
تقویم دل و تقویم بهار همه از صدای پر تلاطم سینه ی توست می خندد ،می خزد و سبز می شود ومحبت خدایی و مادری آتش عشقت را با جملاتی کوتاه بر روی بند درونی دلم نقش میدهد
تقاص حرکتی که من با تو کردم را بر خود می بخشم و توان فاصله ای که من با خودم و آنچه که بودم هستم و خواهم بود را در یک جمله به سردی غمگین چشمان تو می بخشم
فکر میکنم یعنی هستم
می اندیشم یعنی وجود دارم
آرزو دارم یعنی خواهم بود
و دوستت دارم یعنی در دلمی
و دل تنهاترین عصاره عاشقانه ی اجزای درونی ، روحی و ذهنی بین من و تست
دوست داشتن تقصیر دلی است که می خواهد
خواهش و تمنای چشمی است که اشک می ریزد
سوز بهاری است از پس زمستان سرد و خاموش
و این عاشقانه ترین جمله ای است که از روی لبانم بر انگشتانم نقش می بندد، منفعل میشود، منقبض میشود وعصاره ی وجودم، نفسم، دلم و قلبم تنها در چهار حرف ساده تمام می شود
تمنای حروف پران و لغزان دلم، صفت بیدار و بیمار زبانم همه و همه در صادقانه ترین احساسم زیر باران کنار حوض و کنار دستان لغزانم در زمستانی از شعله های گرم و احساس با تو بودن و با عشق مادرم تمدید میشود و مرا چنین عاشقانه و عارفانه و صدیقانه در کنار محبوبم چنین به ایهام صدا ،کلام و محبت وامی دارد که بگویم
عشق رااز زبانت
مهر را از روانت
و اندیشه ی با تو بودن را
هرگز در سرد ترین فصل سال وجودم هرگز به خاطر تمنای آفتاب رها نخواهم کرد و تنها یک لحظه تپش هول و هراس گرمی با تو بودن را با تمام داشته هایم و آرزوی نداشته هایم عوض نخواهم نمود و تو را آندم صدا خواهم کرد که در کنار سبزترین فصل سال در کنار پنجره ی آرزوهای رنگی ام با عصاره ای از عشق داشتن ،ستودن و نگاه پر مهر تو به شکر خواهم نشست
با تبريك ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر
تقدیم به مادران زحمتکش و فداکار
ستار حجاری باویل علیایی
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
1. "خمینی"
پایان نامه >> «دانشگاه:آزاد اسلامی تهران» «پدیدآورنده:آلباش باویل، مریم» .... ولایت در عرفان از دیدگاه امام خمینی(ره) کیاشمشکی، ابوالفضل کارشناسی ارشد ...
www.hawzah.net/Hawzah/Search.aspx?...1...7... - ذخيره شده
1. "امام"
... حسین علیه السلام شریف رازی، نفیسه کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی دانشگاه ... مبانی فقهی حضور زنان در اجتماع از دیدگاه امام خمینی (ره) آلباش باویل ، ...موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
عباسی باویلی،ژاله(1379). مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری و دارودرمانی در درمان اختلال اضطراب منتشر. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ...
libepl.um.ac.ir/parameters/libepl/filemanager/100.doc - مشابه
موضوعات مرتبط: کتب و مقالات
اُسْكو
خصوصيات جغرافيايي
شهرستان اسكو يكي از نزديكترين شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي به مركز استان (شهرستان تبريز) مي باشد كه حدود سي كيلومتر از مركز استان فاصله دارد اين شهرستان با وسعت 9/1170 كيلومترمربع 67/2 درصد مساحت استان را دارا است و از شمال به شهرستانهاي بستان آباد و از مغرب به درياچه اروميه محدود است.
طول جغرافيايي اسكو 46درجه و 6 دقيقه و 30 ثانيه و عرض جغرافيايي آن 37 درجه و 55 دقيقه است و با تهران 21 دقيقه و 12 ثانيه اختلاف ساعت دارد.جمعيت حدود هفتاد هزار نفر ساكن اين شهرسان در قالب دو بخش (بخش مركزي شهرستان و بخش ايلخچي) و سه شهر اسكو – ايلخچي و سهند و پنج دهستان گنبرف – باويل – سهند - تازه كند و شوركات جنوبي (40 پارچه آبادي روستا) در تشكل هاي مختلف اجتماعي به فعاليت هاي فردي و گروهي از آن جمله كشت و زرع – كارمندي و كارگري – دامداري و دامپروري – زنبورداري و باغداري – توليد و بافندگي – داد و ستد – تعليم و تعلم نسبت به تامين ممر معاش جهت ادامه حيات و ارتقاء سطح زندگي فردي و ترقي جامعه خود در تلاش و تقلا مي باشند.
چگونگي پستي و بلندي کوهها و ارتفاعات مهم
اسكو منطقه اي ييلاقي با تپه ماهورهايي از بقاياي آتشفشانهاي سهند در دورانهاي پيشين مي باشد كنارهاي درياچه اروميه در غرب مسطح و جلگه اي و هرقدر از غرب به شرق پيش رويم ارتفاع زمين بيشتر شده تا به قله هاي سهند كه پيوسته پوشيده از برف مي باشد مي رسيم.
بنابراين اسكو به مناسبت واقع شدن در مسير كوهپايه هاي سهند و برودت آن از يكطرف و بخارات و رطوبت درياچه اروميه از سوي ديگر داراي يكنوع آب و هواي ملايم و مرطوب مي باشد. اگر بخش مركزي شهرستان اسكو را مبداء قرار دهيم هر قدر بطرف مغرب (درياچه اروميه) پيش رويم زمين سرازير و هوا گرمتر و هر قدر بطرف مشرق كوههاي سهند رويم زمين سربالايي و هوا خنكتر و سردتر ميگردد.
كوهستان سهند پس از سبلان يكي از بزرگترين و مهمترين برجستگيهاي آذربايجان شرقي و از معروفترين كوههاي آتشفشاني خاموش ايران است كه در 50 كيلومتري جنوب تبريز قرار دارد و سلطان داغي در شمال كوهستان سهند و در بخش مركزي شهرستان اسكو واقع شده است. اين كوه بعد از قله جام داغي سهند و در بخش مركزي شهرستان اسكو واقع شده است. اين كوه بعد از قله جام داغي سهند به ارتفاع 3710 متر و قوچ گلي سهند به ارتفاع 3700 متر سومين قله سهند محسوب مي شود كه كه 3476 متر ارتفاع دارد اين كوه يكي از كوههاي مهم آتشفشاني سهند بوده كه در حدود ده ميليون سال پيش فعال بوده است و بعلت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگ ها بصورت ورقه ورقه درآمده اند.
وضعيت آب و هوايي و ميزان بارندگي در شهرستان
شهر اسكو در جنوب تبريز و در شمال كوههاي سهند قرارگرفته و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد حدود 1500 متر مي باشد. اين شهر به مانند ساير شهرهاي آذربايجان داراي تابستان كوتاه و ملايم و زمستانهاي سرد و طولاني مي باشد.
بارندگي آن بيشتر در فصول سرد سال بوده و تابستانهاي آن خشك و گاهي با بارندگيهاي رگباري مي باشد متوسط بارش سالانه 288 ميلي متر مي باشد و بيشترين بارش ثبت شده در طول مدت آماري (1968 تا 1984)، 473 ميلي متر در سال و كمترين بارش سالانه ثبت شده 192 ميلي متر مي باشد.
بيشتر بارندگي هاي بهاره مي باشد كه حدود 5/40% بارندگيها را شامل مي شود كه در اوايل بهار بصورت باران و برف در اواسط بهار بارانهاي مداوم مي باشد از اواسط خرداد به بعد معمولاً بارندگيها قطع و خشكي يا كم باراني تا اواخر شهريور ادامه مي يابد بارندگيهاي تابستان كه حدود 5% بارشها را شامل مي شود بيشتر بصورت رگبارهاي اتفاقي مي باشد و در بعضي تابستانها ممكن است اصلاً بارشي روي ندهد بارشهاي پاييزه كه حدود 5/25% بارندگيهاي سالانه را شامل مي شود از مهر شروع مي شود و در اوايل بصورت باران و در اواخر پائيز بصورت باران يا برف ريزش مي كند بارندگيهاي زمستانه تا حدود 29% بارشهاي سالانه بصورت برف مي باشد.
وضعيت پوشش گياهي ،جنگل و مرتع
شهرستان اسكو فاقد جنگل طبيعي مي باشد و وضعيت مراتع شهرستان بشرح زير
مي باشد:
الف: مراتع خوب 9500 هكتار كه كل توليد علوفه سالانه آن بطور متوسط 6308 تن كه برابر
24% كل مراتع شهرستان مي باشد.
ب : مراتع متوسط 28000 هكتار كه كل توليد علوفه سالانه آن بطور متوسط 8120 تن كه برابر 55% كل مراتع شهرستان مي باشد.
ج : مراتع فقير 8500 هكتار كه كل توليد علوفه سالانه آن بطور متوسط 340 تن كه برابر 21% كل مراتع شهرستان مي باشد.
قابل ذكر است كه كلاً وسعت مراتع 46000 هكتار و كل توليد علوفه سالانه بطور متوسط 14767 تن مي باشد كه درصورت اجراي برنامه هاي احياء و اصلا مراتع، كل مراتع از قابليت خوبي برخوردار مي باشد.
منابع آب شهرستان : آبهاي سطح الارضي - رودها ، چشمه ها و قنوات ، آبهاي تحت الارضي
منابع آب شهرستان اسكو عمدتاً از طريق منابع زيرزميني تامين مي گردد.
شيوه رايج در اين زمينه حفر و تجهيز چاههاي عميق و نيمه عميق است اغلب بهره برداري زراعي با صرف هزينه هاي قابل ملاحظه قسمت عمده اي از نياز آبي اراضي خودرا تامين و گاهاً نيز به آب فروشي اقدام مي كنند.
در ضلع شرقي درياچه اروميه شورشدن آب با سرعت تصاعدي در حال پيشروي است آبهاي شور بطرف لايه هاي آبدار خشكي نفوذ و وضعيت نامطلوبي را بوجود مي آورد و اگر اين روند همين طوري پيش برود و موضوع بصورت جدي گرفته نشود آب و خاك منطقه كيفيت خودرا از دست داده و در امر زراعت و باغداري قابل بهره برداري نخواهدبود.
بخش ديگري از منابع آب مورد استفاده، جريانات سطحي منطقه است كه عمده ترين آن رودخانه آجي چاي و سرشاخههاي آب مي باشد.
آب سرشاخه هاي شيرين اين رودخانه در فصول پرآبي و براساس حقابه هاي موجود بين بهره برداران توزيع مي شود. ضمناً جريان رودخانه آجي چاي نيز در فصل بهار بدليل مناسب بودن كيفيت آن براي مصارف كشاورزي مورد استفاده زارعين و بهره برداران حاشيه رودخانه قرارمي گيرد.
تعداد بخشها ، شهرها، دهستانها و نقاط روستايي در سطح شهرستان
شهرستان اسكو داراي دو بخش (بخش مركزي اسكو – بخش ايلخچي) و سه شهر (اسكو – ايلخچي – سهند) و پنج دهستان به شرح زير مي باشد:
1- دهستان سهند شامل روستاهاي اسفنجان (مركز دهستان) – كندوان – كهنمو – عنصرود – آمقان – اسكندان
2- دهستان گنبرف شامل روستاهاي اربط (مركز دهستان) – گنبرف – كردآباد – مجارشين – اوچ تيه – آغچه كهل – قنديلو – آشيستان – كوهدل
3- دهستان باويل شامل روستاهاي كلجاه (مركز دهستان) – باويل عليا – باويل سفلي – ديزج – بايرام – كوشن ميرزا رحيم
4- دهستان شوركات جنوبي شامل روستاهاي خاصبان (مركز دهستان) – خورخور- سرين ديزج – شللو – ميرجانلو – مهدينلو – زين الحاجيلو – حسن آباد – علي آباد – قشلاق – بيگلو – خاصلر
5- دهستان تازه كند شامل روستاهاي تازه كند (مركز دهستان) – نوجه ده – آخولا – بارانلو – قره تپه – ساتلو – كردلر
تعداد روستاهاي شهرستان 40 پارچه آبادي مي باشند كه 21 روستا تابع بخش مركزي و 16 روستا تابع بخش ايلخچي مي باشند.
بررسي وضعيت تقسيمات کشوري و سوابق آن
شهرستان اسكو در گذشته يكي از بخشهاي تابعه شهرستان تبريز بوده است. شايان ذكر است كه بخشداري اسكو در آذرماه 1321 شمسي تاسيس گرديده و قدمت و سابقه ايجاد و تاسيس بخشداري قبل از ارتقاء به سطح شهرستان بيش از 55 سال مي باشد ضمناً قبل از فرمانداري شدن اين شهرستان خسروشهر يكي از شهرهاي تابعه بخش اسكو بود كه در سال 1376 همزمان با ارتقاء بخشداري اسكو به فرمانداري خسروشهر و آباديهاي اصفهلان، لاهيجان، اسپس – قلعه چه و شيخ حسن از اين شهرستان منتزع و پس از ارتقاء به سطح بخش به شهرستان تبريز الحاق گرديد و شهر ايلخچي نيز به لخش ايلخچي تبديل و هم اكنون يكي از بخش هاي تابعه شهرستان اسكو مي باشد.
خصوصيات جمعيتي و انساني
بررسي وضعيت توزيع جمعيت شهرستان به تفكيك جمعيت شهري و روستايي عشايري
بر مبناي سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 كل جمعيت شهرستان اسكو 66763 نفر مي باشد كه تعداد 3803 خانوار با جمعيت 14383 نفر جمعيت ساكن در شهر اسكو و تعداد 2527 خانوار با 10348 نفر جمعيت ساكن در شهر ايلخچي مي باشد (جمعيت كل شهري شهرستان اسكو 24731 نفر مي باشد) تعداد كل خانوار و جمعيت روستايي شهرستان اسكو به ترتيب 9085 خانوار و 42032 نفر مي باشد كه در پنج دهستان (40 پارچه آباديهاي تابعه شهرستان) سكونت دارند.
از كل جمعيت مذكور 33714 نفر مرد و 33049 نفر زن مي باشد و جمعيت 6 ساله و بالاتر 5932 نفر و جمعيت 10 ساله و بالاتر 52902 نفر است.
تركيب سني و جنسي شهرستان به تفكيك مناطق شهري و روستايي به تفكيك
گروه هاي بزرگ جمعيتي – خردسال – ميان سال – سالخورده
از نظر ساختار سني جمعيت شهرستان اسكو نسبت به ساير شهرستانهاي استان از جواني نسيتاً كمتري برخوردار است و تدريجاً به مرحله اي نزديك مي شود كه ويژگيهاي جمعيت جوان را نتوان در آن مشاهده نمود همچنانكه در جدول گروه هاي عمده سني شهرستان ديده مي شود نسبت گروه سني 14-0 ساله 7/33 درصد است و جمعيت 64-25 ساله در اين سال داراي بيشترين سهم ساختمان سني جمعيت با 1/40 درصد مي باشد.
وضعيت آموزش
در سال 1375 تعداد كل دانش آموزان شهرستان اسكو 24937 نفر بوده كه از اين تعداد 67/54 درصد مربوط به مناطق روستايي و 33/45 درصد مربوط به مناطق شهري مي باشد. از كل دانش آموزان شهرستان اسكو 18/53 درصد در مقطع ابتدايي، 25/27 درصد در مقطع راهنمايي، 90/14 درصد در مقطع متوسه عمومي، 30/2 درصد در مقطع كودكستان، 76/0 درصد در مقطع بزرگسالان، 17/0 درصد در مقطع كودكان استثنايي، 44/1 درصد در هنرستانهاي فني و حرفهاي مشغول به تحصيل مي باشند.
در شهرستان اسكو تعداد 215 آموزشگاه وجود دارد كه از اين تعداد 69 آموزشگاه در مناطق شهري، 146 آموزشگاه در مناطق روستايي داير مي باشند. سهم هر يك از مقاطع تحصيلي كودكستان، مدارس استثنايي، ابتدايي، راهنمايي، متوسطه عمومي و هنرستانهاي فني و حرفه اي از كل آموزشگاه هاي شهرستان به ترتيب 30/9، 47/0، 30/49، 23/30، 84/8 و 86/1 درصد ميباشد.
در مقاطع مختلف تحصيلي به ترتيب ابتدايي به ازاء هر 25 نفر دانش آموز، راهنمايي به ازاء هر 23 نفر دانش آموز، متوسطه به ازاء هر 29 نفر دانش آموز، و به ازاء هر 12 نفر دانشآموز هنرستان، يك نفر كادر آموزشي وجود دارد. تراكم كلاسهاي مقاطع ابتدايي، راهنمايي، متوسطه و هنرستان هاي فني به ترتيب 23، 25، 37، 27 نفر مي باشد
وضعيت کشاورزي
اراضي شهرستان اسكو مستعد براي توسعه كشاورزي و زراعت و باغداري مي باشد و امكانات بالفعل و بالقوه موجود در سطح شهرستان از ساير شهرستان هاي استان بالاتر و بيشتر مي باشد.
از نظر باغداري اين منطقه از اهميت فوق العاده اي برخوردار بوده و مساحت و وسعت باغات داير اين موضوع را اثبات مي كند ضمناً ميزان توليدات محصولات سردرختي و كشاورزي اين منطقه از قبيل گردو، برگه زردآلو، بادام (گونه هاي ديرگل)، بذر يونجه، زيره، گندم، جو، سبزيجات، چغندر قند، انگور، فندق، سيب و گلابي، گل سرخ و بويژه پياز در سطح استان و كشور و حتي خارج از كشور مطرح مي باشد. وجود حدود 200000 واحد دامي و تعداد قابل توجهي گاوداري و مرغداري صنعتي در منطقه (مرغ اجداد خاصبان ـ گاوداري نگين آذر ساتلو) و 50000 هكتار مراتع خوش خوراك در دهستان هاي تابعه نشانگر اين موضوع است كه شهرستان اسكو در امر كشاورزي و زراعت و باغداري فعال بوده و با تكميل عمليات اجرايي سد شهيد مدني تبريز و بهره برداري از پروژه مذكور مساحت قابل توجهي از اراضي دهستان هاي تازه كند و شوركات جنوبي از حالت ديم به حالت آبي تبديل خواهد شد و مزرعه شيلاتي ماهيان گرم آبي براي توليد انواع ماهيها در ضلع غرب بخش ايلخچي در حال احداث مي باشد كه در صورت تكميل و به بهره برداري رسيدن پروژه حدود 600 نفر اشتغالزايي خواهد داشت.
توزيع اراضي شهرستان اسكو:
اراضي شهرستان بالغ بر 29504 هكتار مي باشد كه 9091 هكتار آن را زراعت آبي و 15895 هكتار را زراعت ديم و 3862 هكتار را باغات مثمر و 656 هكتار را باغات غير مثمر تشكيل مي دهند.
نقاط تاريخي و ديدني
محققان اسكو را با اوشكاياي كهن يكى مىدانند آروتونيان، 215 ,8 .216 چنانكه از مآخذ آشوري بر مىآيد، اوشكايا شهري داراي قلعه بوده كه در شرق درياچة اروميه و در دامنة كوه سهند قرار داشته است نك: آروتونيان، همانجاها. ضخامت باروي اين دژ ذرع گزارش شده است هرتسفلد، .12 محققان معتقدند كه جايى به نام اوشكايا در ناحية خورخور كه در كتيبة اَرگيشتى اول در شرح لشكركشى سال دهم وي 77 ق م آمده است، همان اوشكايا در مآخذ آشوري است آروتونيان، .48 بر اساس سنگ نوشتههاي متعلق به شاه آشور سارگِن دوم 22 ق م، در جريان حملة وي به حدود اورارتو، اوشكايا كه در آن هنگام دژ مرزي اورارتو بود، بدون پيكار به تصرف آشوريان درآمد و با شمار ديگري از روستاهاي پيرامون آن به آتش كشيده شد دياكونف، همانجا. پس از آن نامى از اوشكايا در منابع ديده نمىشود. در دورة اسلامى، حمدالله مستوفى در نزهة القلوب از اسكو به عنوان يكى از آباديهاي بزرگ ناحية باويل رود و در كنار باويل، خسروشاه، ميلان و فسقنديس نام مىبرد كه در فرسنگى تبريز قرار داشته است ص 0. در عالم آراي نادري اسكو از نقاط آباد آذربايجان معرفى شده است مروي، /64. در جنبش مشروطه، مردم اسكو در كنار مردم تبريز با قواي دولتى و قزاقان روس به مبارزه برخاستند صفايى، 99.
بناي اولين مدرسه در اين شهر در 338ق و توسط سيدرضا اسكويى گزارش شده است خاماچى، 05. از علما و بزرگان منسوب به اين شهر مىتوان از امير ابوالقاسم اسكويى، نجم الدين محمد اسكويى، موسى بن محمد باقر حائري اسكويى و محمدباقر بن محمد سليم قراجه داغى اسكويى نام برد ابن كربلايى، /6، 8؛ دايرة المعارف تشيع . بناهاي تاريخى اين شهر عبارتند از مقبرة سيدحسين ابن سيد عبدالغفار اسكويى، مقبرة پير حيدر، مزار الله بندهاي، مسجد پايتخت تجديد بنا: 061ق و مسجد جامع اسكو كه از نظر سبك معماري مربوط به دورة صفويه است خاماچى، 07.
الف – کندوان يا کندوجان:
يكي از روستاهاي دهستان سهند مي باشد كه در 18 كيلومتري جنوب اسكو در دامنه سرسبز سلطان داغي و در 50 كيلومتري جنوب غربي تبريز واقع شده است. روستاي تاريخي كندوان در دامنه شمالي ارشد داغي و قسمت غربي توده كوهستاني سهند در بخش شرقي دره آبرفتي قرار دارد. اين روستا طبق سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، 137 خانوار و 750 نفر جمعيت دارد كه به كار كشاورزي و دامداري و صنايع دستي اشتغال دارند.
آنچه به كندوان هويت باستاني داده وجود 117 خانوار و منزل مسكوني در درون تودههاي مخروطي و هرمي شكل صخره اي كه روستاييان كندوان داخل اين توده ها براي خود خانه مسكوني، آغل، انبار، كارگاه ايجاد كرده اند.
وجه تسميه كندوان به خاطر خانه هاي كندوئي شكلي مي باشد كه در دل صخره هاي كراني كله قندي شكل تعبيه شده است و از خصوصيات اين خانه هاست كه هواي داخل آن در زمستان گرم و مطبوع و در تايستان خنك مي باشد و درست برعكس بيرون كه در اين دهكده در تابستان مطبوع و معتدل و در زمستان و پربرف مي باشد.
كوچه هاي دهكده كندوان در حقيقت همان شيارهاي ناشي از جريان تخريبي آب هاي جاري است، خانه هاي صخره اي و سنتي كندوان از جنس لارها (Larha) و اينمبريست (Inembridt) است كه در اثر مخلوط شدن مواد آتشفشان سهند با گل و لاي حاصله از بارانهاي سيل آسا به وجود آمده است و تپه هاي مخروطي و هرمي شكل بيش از 60 متر ارتفاع دارند كه در درون هر مخروط بين دو يا چهار طبقه مسكن ساخته شده است كه در اصطلاح محلي به اين طبقات ( گيران – كران) مي گويند.
درباره اوضاع معماري سنتي كندوان تعدادي از محققان و جغرافي دانان اعتقاد دارند كه كندوان در ايران نظيري ندارد و نوع معماري آن از نوع معماري صخره اي است و چنين تعريف مي كنند كه معماري صخره اي، از نظر بازسازي بسيار پراهميت تر از معماري معمولي است.
در معماري معمولي به وسيله مصالح ساختماني آهك و گچ و خشت، هيات اصلي معماري را به وجود آورده اند. در معماري معمولي فضا نتيجه هيات اصلي و حجم ساختمان است در صورتي كه در معماري صخره اي، عكس آن جريان دارد يعني معماي از فضا شروع ميشود. در مورد ايجاد طبقاتي به نام (كران) كه خانه هاي كندوان در داخل اين طبقات كنده شده نوع خاصي از معماري را به خود اختصاص داده است عقيده محققان چنين است.
معماري صخره اي روستايي كندوان در رابطه با كران هاي طبيعي و مناظر اطرافش دنيايي از زيبايي را آفريده است كه در اثر فعل و انفعالات آتشفشاتي كوه سهند منظره اي بديع، در يكي از خوش آب و هواترين نقاط آذربايجان ايجاد شده است كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد.
ده ها واحد كران گوناگون چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي، دوكي شكل يكي از مهمترين مناظر طبيعي سرزمين ايران را مجسم ساخته است.
بررسي هاي مربوط به نمونه شناسي يا تيپولوژي (Tipology) خانه هاي صخره اي كنداوان بررسي هاي مربوط كه مهم ترين خصوصيت آن در ايجاد فضا پيروي اجباري از طبيعت و فرم ( كران ها)، در روستاي كندوان كران ها عموماً داراي دو طبقه است و در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد كرده اند.
از طرفي وجود آب معدني بسيار گوارايي كه به عقيده پزشكان و مردم محل براي امراض كليوي بسيار مفيد و شفابخش است. وجود آب معدني گوارا، خانه هاي صخره اي و مخروطي منحصر به فرد، دره سرسبز و خرم، آب و هواي بسيار مطبوع كوهستاني و وجود لبنيات مرغول و دلپذير و عسل طبيعي از ديرباز روستاي كندوان را مود توجه علاقمندان قرار داده است و محيط آرام بخش و سكونت شبانگاهي روستا توام با نسيم دلپذيري كه از سهند زيبا مي وزد.
جالب ترين انگيزه براي علاقمندان و محققان در ديدار از كندوان علاوه بر خانه هاي نوع معماري صخره اي وجود آب هاي معدني سرد و بسيار گواراي كندوان است كه اخيراً شهرت خاصي پيدا كرده و سبب جلب تعداد كثير مسافر و دردمند به كندوان شده است.
يكي از چشمه ها كه از اهميت شايان و شهرت خاصي برخوردار است در نزديكي روستاي كندوان تحت عنوان چشمه آب معدني كندوان ظاهر شده است جريان آب اين چشمه دائمي بوده و تقريباً به طور يكنواخت مي باشد. با اين كه در فصول پرباران تغييراتي در دبي چشمه به وجود مي آيد. آب دهي لحظه اي چشمه حدود نيم ليت در ثانيه است موقعيت دهانه چشمه به صورت كف دره اي و دو دهانه بوده و انتقال آب از حدود 10 متري به وسيله لوله پليكا به منبع آب انتقال يافته و داراي مالكيت عمومي مي باشد.
درمان با آب معدني و به اصطلاح علمي كرونوتراپي، يكي از انواع معالجه به طريقه فيزيكي مي باشد. اكنون آب چشمه معدني كندوان يكي از موثرترين منابع طبيعي جهت از بين بردن سنگ كليه شهرت پيدا كرده است.
بر اساس آزمايشات انجام گرفته آب كندوان بر روي سنگ فسفات L آپاتيت اثر كرده و سبب متلاشي شدن آن گرديده است. ( توسط خانم سهيلا فرهنگي كه زيرنظر آقايان دكتر يوسف البرز – دكتر علي زاده – دكتر فرخ حسن زاده) تشخيص شيمايي فسفر و كلسين در محلول جاري سنگ مزبور كاملاً مثبت بوده و اين آزمايش چندين بار تكرار و تاثير آب بر سنگ آپاتيت به اثبات رسيده است چرا كه از وزن سنگ نيز كاسته شده بود. بنا به نظر محققان فوق و به علت اسيدي بودن آب كندوان كه PH آن در حدود 8/6 مي باشد و با در نظر گرفتن تركيب شيمايي سنگ هاي فسفاته، آب كندوان با خاصيت اسيدي خود بر روي سنگ فوق كه حاوي تركيب فسفاته مي باشد به طور (Lnvitro) تاثير مي نمايد و سبب متلاشي شدن آن مي گردد.
ب – قله سلطان داغي از كوهستان سهند يا زيارتگاه اسامه سپهسالار لشكر اسلام:
كوهستان سهند پس از سبلان يكي از بزرگترين و مهمترين برجستگيهاي آذربايجانشرقي و از معروفترين كوههاي آتشفشاني خاموش ايران است كه در 50 كيلومتري جنوب تبريز قرار دارد و سلطان داغي در شال غربي كوهستان سهند و در شهرستان اسكو واقع شده است اين كوه بعد از قله جام داغي سهند به ارتفاع 3710 متر و قوچ گلي سهند به ارتفاع 3700 متر سومين قله سهند محسوب مي شود كه 3476 متر ارتفاع دارد اين كوه يكي از كوههاي مهم آتشفشاني سهند بوده كه در حدود ده ميليون سال پيش فعال بوده است و به علت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگها بصورت ورقه ورقه درآمده اند.
پ – بقعه امامزاده اسكو:
بر روي تپهاي در جنوب اسكو و مشرف به شهر واقع شده، گنبدي دارد آجري و بلند كه چهار منفذ كوچك در چهر روي آن تعبيه شده است. در ورودي بقعه به دهليز كوچكي باز ميشود كه راهي به درون بقعه دارد و يك ضريح چوبي كهنه روي قبر امامزاده نهاده اند.
در كنار يكي از قبور سنگ طاق مانندي موجود است كه تقريباً دو ثلث آن در خاك فرو رفته و مردم محل آنرا «سانجي داشي» و يا سنگ سرفه مي گويند و معتقدند كه بچه هايي كه سياه سرفه بگيرند اگر از زير آن سنگ عبور كنند به جهت اينكه اين سنگ دروازه اولياء ا… بوده شفا پيدا مي كنند و از جميع امراض در امان خواهند بود. طبيعت جذاب و آب معدني روستاي عنصرود:
ت- روستاي عنصرود:
يكي از اقراء پرجمعيت دهستان سهند مي باشد كه داراي طبيعت جذاب و سرسبز و چشمه هاي آب معدني بوده كه بعلت عدم راه دسترسي مطلوب آنطور كه بايد و شايد در سطح شهرستان و استان شناخته نشده است و نياز به ايجاد و احداث راه مناسب به منظور توسعه صنعت توريسم دارد كه در صورت ايجاد امكانات لازم و معرفي توسط ارگانهاي ذيربط مي تواند در توسعه اقتصادي و اجتماعي قريه مذكور و قراء همجوار خيلي موثر باشد.
ث – پير حيدر:
مردي زاهد و گوشه نشين كه بنوشته مرحوم آقاي كارنگ … از سمنان به تبريز آمده بعد در اسكو سكونت گزيده است، مقبره او به همراه پسرش باباشكر الله در شرق محله سوسيان در روي تپه اي قرار گرفته و اين منطقه بنام وي نامگذاري شده است، قبر پير حيدر خاكي است و كتيبه اي ندارد و يا داشته از بين رفته است. وفات پير حيدر در دوازدهم صفر 856 قمري در اسكو اتفاق افتاده است پائين تپه باغهاي باصفاست و باغ خليل اوف از آن جمله است و خليل اوف كه نامش حاج سيدرضا اسكويي و برادرش سيد حسن بود هر دو فرزندان حاج خليل و باني دبستان برادران اسكويي در اسكو هستند.
ج - مزار الله بنده سي:
بر فراز تپه اي بلند در جنوب شرقي اسكو بقعه اي وجود دارد كه سابقاً گنبد خشتي داشته و اكنون فروريخته است در درون بقعه قبر سنگي ساده اي هست بدون نوشته و تاريخ فوت كه قبر متعلق به پير گمنامي است كه او را الله بنده سي «بنده خدا» مي گويند و قبر سنگي ديگري در بيرون بقعه وجود دارد كه گوينده يكي از مريدان پير است و مردم به صاحب اين قبر هم مانند ديگر بقعه اعتقاد دارد و در روزهاي متبرك به زيارت آن مي روند و نذر مي گويند.
چ – مسجد پايتخت :
درست در وسط دو محله عليا و سفلي اسكو واقع شده و مسجدي كوچك و آباد بدون ستون با ديوارهاي عريض و طاق خشتي محكم و قديمي بر روي ديوار جنوب مسجد سنگ نوشته مرمريني بطول قريب يك متر و عرض شصت سانتيمتر وجود دارد.
مضمون سنگ نوشته چنين است: قال الله تبارك و تعالي ان المساجد الله و لا تدعوا مع الله احداً وفق اله سبحانه و تعالي عبدالملتجي بوفور الطاعه راغمي حاجي عوض بن اخمد. بتجديد هذالعماره شريفه المباركه بعد تخريبها. بحمدالله و سبحان و تمت به اهتمامه و جرز ذالك في شهور سنته احد و سنين بعد الالف من الهجره النبويه و در حاشيه دست راست كتيبه عبارت «لااله الا الله» «محمد رسول الله» «علي والي الله».
با همان خط و شيوه ثلث جلي بطور برجسته كنده شده است.
از مضمون اين سنگ نوشته برمي آيد كه اين مسجد نيز در دوره استيلاي روميان يا بعبارت ديگر عساكر عثماني مانند مساجد ساير بلاد آذربايجان تخريب شده و پس از مراجعت و و هزيمت آنان دوباره توسط يكي از ثروتمندان اسكو بنام حاجي عوض بن احمد در سال 1061 هجري قمري مرمت و تجديد بنا شده است.
ح- مسجد جامع اسكو:
اين مسجد كمي بالاتر از مسجد پايتخت در كنار خيابان اصلي و ميدان بزرگ اسكو واقع شده كف آن 2 متر از سطح خيابان بالاتر است. شش ستون سنگي و 12 گنبد ضربي آجري دارد سر ستونهايش سنگي مي باشد. اهل محل تاريخ بناي مسجد را همزمان با تاريخ تجديدبناي مسجد پايتخت مي دانند. بهرحال مسجدي است آباد و خوش طرح ، مفروش داير و نمونه زيبائي از سنگ معماري مساجد دوره شاهان صفويه.
موضوعات مرتبط: باويل دهكده ي رويايي
پايگاه مقاومت شهيد بابايي باويل علياء از جوان علاقه مند عضو مي پذيرد علاقه مندان مي توانند هر روز بعد از ظهر به محل پايگاه مراجعه نمايند تا بعد از تكميل فرم به جرگه ي بسيجيان بپيوندند.
تاريخ : سه شنبه, بهمن 27, 1388
- خاطره ای از علامه امینی
- تبیین ظلم و ستم دوران ستم شاهی
- امام به دستور آقا امام زمان انقلاب را شروع کرد
- خواسته اصلی مردم در انقلاب اسلام بود
- شروع اختشاشات سلطنت طلب ها از 23 بهمن 57 بود
- انقلاب ما امید مظلومان و مستضعفان جهان بود
- همه انقلاب های ضد آمریکایی از انقلاب ما الگو گرفته اند
- به دلیل عدم رغبت مردم بعد از وفات پیامبر امام علی 25 سال خانه نشین شد
- لقب زبیر سیف الاسلام بود ولی بعد منحرف شد
- امروزه مهمترین وظیفه ایجاد بصیرت است
- امروزه باید بدانیم پرچم اسلام دست کیست
- برخی از خواص امروز شکمشان از حرام پر شده
- آیت الله بهاالدین اولین بیعت کننده با رهبر عظیم الشان بود
- ما الان در دوران ظهور صغری هستیم
موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد بابايي
اسامي و مشخصات شوراي اسلامي باويل
|
رديف |
نام ونام خانوادگي |
سمت |
شماره تلفن |
|
1 |
مهندس جواد يوسفي |
رئيس شورا |
09144026588 |
|
2 |
آقای علیرضا ستاری |
دهیار |
۰۹۱۴۳۰۶۸۷۶۷ |
|
3 |
حاج مقصود سحابي |
عضو شورا |
09141141247 |
|
4 |
آقاي مهدي شوري |
عضو شورا |
|
|
5 |
آقاي وحيد بابايي |
عضو شورا |
|
|
6 |
آقاي سعيد خاتمي |
عضو شورا |
لیست فعالیت های انجام گرفته و یا در حال انجام توسط شورای اسلامی:
۱- بازگشایی و آسفالت بین میدان امام خمینی و میدان ناصر خسرو
۲- تمیزکاری کل پیاده رو ها
۳- تعویض کل سیستم روشنایی معابر به سیستم شلاقی
۴- تحویل مدیریت برق روستا به اداره برق
۵-تعمیر سقف ، دیوار ها(نما) ، حیاط و آبروهای مسجد جامع
۶- تغییر خط لوله آبرسانی از کوشن به مسیر میلان
۷- تعویض کل پلاک خانه های روستا
۸- نصب تابلوهای جدید برای تمامی کوچه ها، بن بست ها و خیابان های روستا
۹- تحویل سیمان بصورت ماهانه برای اهالی بصورت نوبتی
۱۰- تحویل ۵ عدد لامپ کم مصرف به هر خانواده
۱۱- تعمیر و زیباسازی استخر میدان امام خمینی
۱۲- خرید و نصب صندلی برای میادین روستا
۱۳- افتتاح تعاونی مسکن بین جوانان روستا
۱۴-تعویض لوله های آبیاری محله بالا
۱۵-آسفالت معابری که آسفالت آنها خراب شده بود
۱۶-آماده سازی و آسفالت جاده قبرستان
۱۷-تجدید بنای مسجد نوبنیاد
۱۸-زیباسازی جلوی مسجد نوبنیاد
۱۹-ساخت سقاخانه جلوی مسجد نوبنیاد
۲۰-عقد قرارداد برای دفع زباله های روستا
۲۱-آماده سازی و نصب روشنایی برای بخشی از جاده باویل میلان
۲۲-نصب تیر برق و روشنایی جاده قبرستان
۲۳-افتتاح کانون فرهنگی باویل در محل مدرسه شهید راشدی
موضوعات مرتبط: شوراي اسلامي
|
ردیف |
نام و نام خانوادگی |
شغل/موفقیت |
|
|
۱ |
محمد باویلی تبریزی |
هیات مدیره شرکت آهنگری تراکتورسازی ایران-مدیرعامل شرکت فولاد قطعه تبریز |
|
|
۲ |
مجید باویلی تبریزی |
هیات مدیره شرکت آهنگری تراکتورسازی ایران-هیات مدیره شرکت فولاد قطعه تبریز |
|
|
۳ |
اصغر جباری |
مدیرعامل کارخانه محصولات غذایی غزاله |
|
|
۴ |
علی گل اوغلی |
مدیر عامل کارخانه شیر پاستوریزه گل اوغلی |
|
|
۵ |
داود وصلی |
مدیرعامل کارخانه پتوی پیمان_مدیرعامل کارخانه کویل سازان آریا(تولید کننده قطعات آلومینیوم و....)_دبیرشورای یاری منطقه دو در شهرداری تهران |
|
| 6 | مجید باویلی | ![]() |
|
موضوعات مرتبط: معرفی افراد موفق و کارآفرین


































